{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Blue Butterfly

Blue Butterfly..
Julie and tehyung
Part 5

ویو جولی

هرسه تامون تو فکر بودیم که صدای جونگ کوک اومد.
کوک: تهیونگگگ..باز چیکار کردی..
تهیونگ متعجب شد..

ولی جیمین با اخم نگاهی به جونگ کوک انداخت و بهش با سر اشاره داد..
چیشده؟

انگار چیزی را جیمین و جونگ کوک میدانستند و من نمیدانستم..از حالت چهره تهیونگ هم معلوم بود از چیزی خبر ندارد ولی این دو مشکوک میزنن..

جونگ کوک دوباره نزدیک تر شد.
نگاهی به جیمین انداخت.
کوک: تو هم میدونستی؟
بااخم گفت و یقه جیمین را چسبید.

کوک: جیمین نمیخوای جلوش رو بگیریی؟
جیمین نگاهی به اطراف انداخت..و به آرومی دهان باز کرد.
جیمین: بعدا درموردش حرف میزنیم.

جونگ کوک عصبی تر از قبل شد.
مشخص بود اتفاقی بین این دو افتاده ولی معلوم نمیکردن. و من از این میترسیدم..آنها به طور معمول جلوی کسی دعوا نمی‌کردند اما حالا در جلوی چشم های دیگران درحال بحث بودند.

تهیونگ لبخندی زد.
ته: بچه ها لطفا دعوا نکنین..چیزی نشده..یه قتل بوده که اتفاق افتاده و تقصیر ماهم نیست.

جونگ کوک جیمین را ول کرد.
رو به تهیونگ گفت:
_: د آخه لعنتی میدونی هوسوک و عموش چقدر صمیمی بودن؟

تهیونگ لبخندش محو شد.
بازویش را گرفتم تا آرامش کنم..میترسیدم تهیونگ هم وارد این دعوا شود.

تهیونگ با صورت جدی گفت:
_: مگه کاره من بود؟

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

Blue Butterfly..Julie and tehyung Part 6جونگ کوک خنده ای کرد...

یدفعه گفتم بزارم..فراموشم که نکردین؟

بچه ها امکان اینکه مسدود بسم زیاده.الانم نمیدونم چرا یدفعه پ...

جیمین تا آخر ددی میمونهههههههه

Blue Butterfly..Julie and tehyung Part 4ویو نویسندهتهیونگ از...

Blue Butterfly..Julie and tehyung Part 3ویو نویسنده بعد از پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط