part:2
ویو.ات
امروز برای زیست تحقیقی میکردم و ساعت ۵:۰۰
اینا بود رفتم بیرون داشتم دم در کفش میپوشیدم
ویو یونگی
به زمین فرود اومدم و وای نزدیک بود با مغز برم تو دیوار ولی بخیر گذشت
و الان دیگه بال نداشتم و برام خیلی سخت بود
و رفتم دم در اون خونه که در خودش باز شد
ویو ات
داشتم میومدم بیرون از حونه که (ات+یونگی_)
_سلام ببخشید خونه خانم اریکا توی این آپارتمانه
+سلام شما از بستگانشون هستین
_اوم...(یادم رفته بود قرار بود چی این پیرهزنه بشم)من یکی از نوههاشون هستم
+خب خشبختم مامان بزرگ اریکا خیلی مهربونن و اون همیشه مثل نوه خودش باهام مهربونه😊
_بلهبله مامان بزرگم خیلی مهربونه
+خب ببخشید زیادی حرف زدم مامان بزرگ طبقهی بالایی ما هستند و الان این موقع از روز فکر کنم خونه باشند
_باشه ممنون فعلا
+فعلا
ویو ات
چقدر پسره عجیب بود ...و البته ناز
فکر کنم بشه پسر خانم سونگ(دختر اریکا)
آخه اونهم یه ته چهره گربه داره ....یکم با خودم خندیدم فکر کنم داره درس زیاد روی مغزم میزاره(منم خواهرم من....)
ادامه دارد....
امروز برای زیست تحقیقی میکردم و ساعت ۵:۰۰
اینا بود رفتم بیرون داشتم دم در کفش میپوشیدم
ویو یونگی
به زمین فرود اومدم و وای نزدیک بود با مغز برم تو دیوار ولی بخیر گذشت
و الان دیگه بال نداشتم و برام خیلی سخت بود
و رفتم دم در اون خونه که در خودش باز شد
ویو ات
داشتم میومدم بیرون از حونه که (ات+یونگی_)
_سلام ببخشید خونه خانم اریکا توی این آپارتمانه
+سلام شما از بستگانشون هستین
_اوم...(یادم رفته بود قرار بود چی این پیرهزنه بشم)من یکی از نوههاشون هستم
+خب خشبختم مامان بزرگ اریکا خیلی مهربونن و اون همیشه مثل نوه خودش باهام مهربونه😊
_بلهبله مامان بزرگم خیلی مهربونه
+خب ببخشید زیادی حرف زدم مامان بزرگ طبقهی بالایی ما هستند و الان این موقع از روز فکر کنم خونه باشند
_باشه ممنون فعلا
+فعلا
ویو ات
چقدر پسره عجیب بود ...و البته ناز
فکر کنم بشه پسر خانم سونگ(دختر اریکا)
آخه اونهم یه ته چهره گربه داره ....یکم با خودم خندیدم فکر کنم داره درس زیاد روی مغزم میزاره(منم خواهرم من....)
ادامه دارد....
- ۶۹
- ۰۸ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط