{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

📚خانواده کوپر به خانه جدید نقل مکان می‌کنند، البته خانه ب

📚خانواده کوپر به خانه جدید نقل مکان می‌کنند، البته خانه به تمام معنا جدید نبود. بیش از پنجاه سال از اولین روزی که آجر‌هایش را روی هم چیدند می‌گذشت. صاحبخانه پیش از فروش خانه، دستی به سر و روی خانه کشیده و حسابی تعمیرش کرده بود.
عجیب به نظر می‌رسید! چرا او باید برای خانه‌ای که قرار بود به دست افراد دیگری بیفتد، آنقدر تلاش می‌کرد؟! شاید اینطور می‌خواست تاریخ سیاه خانه را پاک کند؛ زنجیره‌ای از جنایت‌هایی که در آن خانه اتفاق افتاده بود که آخرینش مرگ مرموز مالک قبلی بود.
با وجود این، خانواده کوپر در خانه جدید ساکن می‌شوند و در اوج خوشبختی و سعادت تصمیم می‌گیرند تا عکس یادگاری بگیرند و خاطره اولین حضورشان را در خانه جدید ثبت کنند. خانم کوپر، خواهر و بچه‌هایشان در اتاق نشیمن با هم یک عکس یادگاری می‌اندازند.
چند روز بعد عکس حاضر می‌شود. کوپر‌ها وقتی متوجه موجود نامتعارفی شبیه انسان می‌شوند که در عکس از سقف اتاقشان آویزان شده، شوکه می‌شوند. آن‌ها عکس را به همسایه خود که یک پیرزن سالخورده بود نشان می‌دهند. او نیز سرنوشت سیاه مالکین قبلی را برای خانواده کوپر افشا می‌کند و از حقایق مرعوب کننده آن پرده برمی دارد. خانواده کوپر به سرعت از آنجا می‌روند و به خانه دیگری اثاث کشی می‌کنند. پس از رفتن آن‌ها خانه متروک می‌شود و مدتی بعد خبر می‌رسد که خانه در آتش سوخته و کامل از بین رفته است. ☠️
دیدگاه ها (۳)

پارت ۱

راز خون پارت هفتم

عمارت ریونتا رو اینجوری تصور کنید

🦢 پارت بیست‌ونهم | بازگشت به نقطه‌ی شروعلیانا گوشی را به جنگ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_14فصل هفتم | عک...

فیک جونگکوک خواب های واقعی

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک: فرشته‌ای در میان طوفانزندگی **...

کاپیتان مارول

رمان انتقام ازدواج کامل

با خارها راهش را میبندم: شباهت ضلالت کوماری و بهائیت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط