#loveorhate
#loveorhate
#prt2۵
@آلیس
﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌
ویو جیمین:
داشتیم میرفتیم کلاس که یهو جونکوک وایستاد
دیدم عصبانی عه نگاهشو دنبال کردم ات دو دیدم که یه پسره یچی گفت و ات خندید و بعد پسر رفت
جونکوک وقتی ات خندید اخمش بیشتر شد
نتونستم جلو خودمو بگیرم و خندیدم
جونکوک گفت زمار* عصبانی*
جیمین:😂😂
جونکوک:میخوای بمیری؟
جیمین:ن.نه
جونکوک:پس ساکت شو
جیمین:چشم عالیجناب
جونکوک:حیف که دیر شده وگرنه الان مرده بودی
استاد:بچه ها قراره اردو بریم مقصد تایلند و امروز جاهاتون رو عوض میکنم
فلانی برو پیش فلانی( کمبود اسم)
.............
و ات تو برو پیش جونکوک
استاد:آها یه دانش آموز از یه کلاس دیگه میاد اینجا بیا تو
الا: سلام من الا هستم
استاد:خوشبختم برو پیش جیمین بشین
جیمین:الاااااا( تو دلش)
الا اومد و نشست
ببخشید کمه الان بازم مینویسم
#prt2۵
@آلیس
﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌
ویو جیمین:
داشتیم میرفتیم کلاس که یهو جونکوک وایستاد
دیدم عصبانی عه نگاهشو دنبال کردم ات دو دیدم که یه پسره یچی گفت و ات خندید و بعد پسر رفت
جونکوک وقتی ات خندید اخمش بیشتر شد
نتونستم جلو خودمو بگیرم و خندیدم
جونکوک گفت زمار* عصبانی*
جیمین:😂😂
جونکوک:میخوای بمیری؟
جیمین:ن.نه
جونکوک:پس ساکت شو
جیمین:چشم عالیجناب
جونکوک:حیف که دیر شده وگرنه الان مرده بودی
استاد:بچه ها قراره اردو بریم مقصد تایلند و امروز جاهاتون رو عوض میکنم
فلانی برو پیش فلانی( کمبود اسم)
.............
و ات تو برو پیش جونکوک
استاد:آها یه دانش آموز از یه کلاس دیگه میاد اینجا بیا تو
الا: سلام من الا هستم
استاد:خوشبختم برو پیش جیمین بشین
جیمین:الاااااا( تو دلش)
الا اومد و نشست
ببخشید کمه الان بازم مینویسم
- ۳۰۹
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط