{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روسری فهمیده دارد صبر من سر می رود

روسری فهمیده دارد صبر من سر می رود
نم نم و با ناز هی دارد عقبتر می رود

دست نامرئیّ باد و دسته های تار مو
وای این نامرد با آنها چه بد ور می رود

می زنی لبخند و بیش از پیش خوشگل می شوی
اختیار این دلم از دست من در می رود

واژه های شعر من کم کم سبک تر می شوند
این غزل دارد به سمت سبک دیگر می رود

پا شدی انگار بر پا شد قیامت در دلم
رفتی و گفتم ببین ملعون چه محشر می رود!

ابروانت می شود یادآور هشتاد و هشت
چشمهایت باز سمت فتنه و شر می رود

گر تو را ای فتنه، شیخ شهر ننماید مهار
مثل ایمان من امنیت ز کشور می رود

اهل نفرین نیستم اما خدا لعنت کند
انکه را یک روز همراهت به محضر می رود!

ناصر عبدالمحمدی
دیدگاه ها (۲)

*.the Law of Violence.*

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

🖤🇱🇧🇮🇷 دو سال پیش در چنین روزی، حسن نصرالله به همراه چندین فر...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

آرت / فن آرت / اوسی مای هیرو اکادمی / انیمه / اوسیشخصیت مای ...

بالاتر از اتمسفر

ومپایر جذاب من. پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط