{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاراگاه جوان

کاراگاه جوان
Part:19
ا.ت:اره
جیمین:خوبه
ا.ت:اهم راستی فردا کجا بریم
جیمین:نمیدونم بعدا تصمیم میگیریم
ا.ت:باشه عشقم
جیمین:عشقم؟
ا.ت:اره خب من وقتی با کسی صمیمی میشم اینطوری صداش میکنم ناراحت که نشدی
جیمین:نه
ا.ت:خوبه
جیمین:همم دیگه برو بخواب دیره فردا میام دنبالت
ا.ت:باشه
جیمین:خوبه فعلا
ا.ت:فعلا
(ا.ت)
باورم نمیشه اون همون جیمینی خودمونه قراره فردا بریم بیرون پس زود خوابیدم که زود بیدار شم
*صبح
با افتادن نور خورشید رو صورتم بیدار شدم یکم به بدم کش دادم و بلند شدم رفتم حموم یه دوش ۱۵مینی گرفتم و اومدم بیرون لباسمو پوشیدمو موهام خشک کردم و رفتم پایین یه صبحونه درست کردمو خوردم که گوشیم زنگ خورد جیمینی بود جواب دادم
ا.ت:سلاام
جیمین:سلام خوبی
ا.ت:خوبم تو چی
جیمین:منم خوبم
ا.ت:خوبه
جیمین:خب ساعت چنده بیام دنبالت
ا.ت:نمیدونم هروقت راحتی
جیمین:۳ خوبه
ا.ت:هم خوبه
جیمین:باشه پس آدرسو بفرست ساعت ۳ جلو درم آماده باش
ا.ت:باشه
جیمین:پس فعلا
ا.ت:فعلا
ادامه دارد.....
لایک و کامنت یادتون نره عسلام 🌹😉
دیدگاه ها (۳)

پیح دومم خواستین فالو کنید عشقولیا🥰😘@bts.army.92

کاراگاه جوان Part:18باهم روبه رو شدیم و فاصله خیلی کمی باهم ...

کاراگاه جوان Part:17قطع کردم و آدرسو براش فرستادم جیمین:خوبه...

مثلث عشق۲

خونآشام من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط