{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاراگاه جوان

کاراگاه جوان
Part:17
قطع کردم و آدرسو براش فرستادم
جیمین:خوبه اینم حل شد
سرعت ماشینو بردم بالا و بعد چندمین رسیدم که یه ماشین کنارم وایساد
جیهون:قربان منم
جیمین:آاا باشه بیا داخل
ماشینو پارک کردو پیاده شد
جیهون:سلام قربان
جیمین:سلام
در زدم که مامان باز کرد
داسام:سلام پسرم خسته نباشی
جیمین:سلام مرسی مامان
داسام:امم ایشون
جیمین:آاا این دست راستم جیهونه شغل دومش تعمیراته اومده آبگرم کنو درست کنه
داسام:آهان بیاین تو خوش اومدی پسرم
جیهون:ممنون
رفتیم داخل
یونجی:سلام داداش آا سلام
جیمین:سلام
جیهون:سلام خب قربان بهتره من زود شروع کنم چون دیر وقته
جیمین:آا باشه آبگرم کن اونسمته یونجی بهش نشون بده
یونجی:باشه بیاین دنبالم
جیهون:بله
و رفتن
جیمین:من میرم لباسمو عوض کنم
داسام:باشه پسرم
رفتم اتاقم
(یونجی)
یونجی:بفرمایید آقای..
جیهون:جیهون هستم و لطفا راحت باشین
یونجی:بله خیلی خب
جیهون:من میرم وسایلمو از ماشین بیارم
یونجی:باشه
رفت بیرون و چند مین بعد با یه جعبه ابزار اومد
جیهون:خب بزار چکش کنم
یونجی:بله
داشت نگاه می‌کرد که
جیهون:اها مشکل از اینجاست میشه آچار و بدین بهم
یونجی:آا بله اینه
جیهون:بله همونه
یونجی:بفرمایید
حدود نیم ساعت طول کشید و بالاخره تموم شد
جیهون:تمومه
یونجی:خوبه دستتون درد نکنه
پشتش وایساده بودم که وقتی برگشت
ادامه دارد.....
لایک و کامنت یادتون نره عسلام 😉
دیدگاه ها (۶)

کاراگاه جوان Part:18باهم روبه رو شدیم و فاصله خیلی کمی باهم ...

کاراگاه جوان Part:16ا.ت:خب الان چیکار میکنیم جیمین:نمیدونم ا...

کاراگاه جوان Part:15ا.ت:خب میدونی پدرم واقعا خیلی خلاف کرده ...

کاراگاه جوان part: 4. ...

کاراگاه جوان part: 1. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط