{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل

دل،
پرستوی مهاجریست
که با بهار چشمانت
در فصل دلتنگی
از سرزمین تنهایی
با امید آغاز فصلی نو
به بیشه زار آغوشت
مهاجرت کرده است...
دیدگاه ها (۳)

ر یک روز خزان پاییزی پرستویی را در حال مهاجرت دیدم به او گفت...

پسران امروز :کار میکنم تاپول و خانه و ماشین داشته باشم تا ب...

پرستویی که به فکر مهاجرت هست از ویرانی آشیانه نمی هراسد

تنها یک پرستوی مهاجرجدا مانده بوداز تمام قبیله اش...عاشق پای...

نه خنده از تو بی خبر موند نه گریه دردمو دوا کردنفس نفس به سی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط