دوباره بارید از اسمون شهر برف
دوباره بارید از اسمون شهر برف
زوده ولی پاییزنیومده در رفت
میان پایین از بالا دونه های برف
الهی شکرهمه چی روبراهه من
همون ک روزی بود اونقدری ک روزی بود راضی بود
بسش بود دنیاتوی دستش بود
زیرپاش لرزش شد دنیاش بی ارزش شد
ترد شد سرد شد توی مشکل غرق شد
شدش ی مرد مرده بین زنده ها
همیشه تک و تنها دور از اجتماع
دیراومدو زود رفت غرورشو خورد کرد
امروزو فرداهاش از دیروزش پوچ تر
تکوندم شونه هامو اشک روی گونه هامو
وایسادم رو جفت پاهامو زیر پرچم خدامو
کندم کلا از همه این ادمای مسخره
حتی شهرم پرتنش هرروزش ی جور مسعله
زوده ولی پاییزنیومده در رفت
میان پایین از بالا دونه های برف
الهی شکرهمه چی روبراهه من
همون ک روزی بود اونقدری ک روزی بود راضی بود
بسش بود دنیاتوی دستش بود
زیرپاش لرزش شد دنیاش بی ارزش شد
ترد شد سرد شد توی مشکل غرق شد
شدش ی مرد مرده بین زنده ها
همیشه تک و تنها دور از اجتماع
دیراومدو زود رفت غرورشو خورد کرد
امروزو فرداهاش از دیروزش پوچ تر
تکوندم شونه هامو اشک روی گونه هامو
وایسادم رو جفت پاهامو زیر پرچم خدامو
کندم کلا از همه این ادمای مسخره
حتی شهرم پرتنش هرروزش ی جور مسعله
- ۲.۰k
- ۱۵ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط