«Tanhai»
«Tanhai»
+ Ho3ein ft sadegh +
دوباره بارید از آسمونِ شهر بَرف
خوبه ولی پاییز نیومده دَر رفت
اومَدَن پایین از بالا دونه های بَرف
الهی شُکر همه چی رو به راهِ،مَن؟!
هَمون که روزی بود...
اونقَدی که روزی بود،راضی بود...
بَسِش بود...دنیا توی دَستِش بود
زیرِ پاش لَغزِش شد
دُنیاش بی ارزِش شد
طَرد شد
سَرد شد
تویِ مُشکِل غَرق شد...
شُدِش یه مَردِ مُرده بینِ زنده ها
همیشه تَک و تنها...دور از اجتماع
دیر اومد و زود رفَت
غرورِشو خُورد کَرد
امروز و فرداهاش از دیروزش پوچ تَر
تِکوندم شونه هامو..
اشکِ رویِ گونه هامو...
وایسادَم رو جُفت پاهامو...
زیرِ پَرچمِ خُدام...
دِل کندم کلا از همه
این آدمایِ مَسخَره
+ Ho3ein ft sadegh +
دوباره بارید از آسمونِ شهر بَرف
خوبه ولی پاییز نیومده دَر رفت
اومَدَن پایین از بالا دونه های بَرف
الهی شُکر همه چی رو به راهِ،مَن؟!
هَمون که روزی بود...
اونقَدی که روزی بود،راضی بود...
بَسِش بود...دنیا توی دَستِش بود
زیرِ پاش لَغزِش شد
دُنیاش بی ارزِش شد
طَرد شد
سَرد شد
تویِ مُشکِل غَرق شد...
شُدِش یه مَردِ مُرده بینِ زنده ها
همیشه تَک و تنها...دور از اجتماع
دیر اومد و زود رفَت
غرورِشو خُورد کَرد
امروز و فرداهاش از دیروزش پوچ تَر
تِکوندم شونه هامو..
اشکِ رویِ گونه هامو...
وایسادَم رو جُفت پاهامو...
زیرِ پَرچمِ خُدام...
دِل کندم کلا از همه
این آدمایِ مَسخَره
- ۸۵۸
- ۰۸ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط