سناریو درخواستی

سناریو درخواستی


وقتی برادرتن دکترن و مریض میشی و باید واست امپول بزنن تو میترسی و نمیزاری بعدش بزور راضیت میکنن و تو وسطاش گریه میکنی


نامجون:با ۲۰ و چند سال سن از آمپول می‌ترسی واقعا که بیا دیگه اینقدر لوس نباش ........ « بعد راضی شدن »
خب آماده ...... ۱.....۲.....
ا.ت: داره گریه می‌کنه
نامجون: ای بابا 🤕 باشه اصلا نمیزنم ول کن فقط گریه نکن



جین: داری گریه می‌کنی: ای بابا میخواستم اگر بزاری برات آمپول بزنم هندسام دو صدات کنم




یونگی: اگر بزاری برات آمپول بزنم میزارم پیش بخوابی تاره یه روز کامل هم باهات میام هر جا بخوایی



جیهوپ: شانساین قشنگم گریه نکن بزار برات اینو بزنم زود خوب بشی ببین تو نمیتونی غذا بخوری اینو برات بزنم و خوب بشی و بتونی غذا بخوری با هم آشپزی میکنیم باشه؟؟؟




جیمین: موچی گوگولی گریه نکن ......... دلت برا من بسوزه که دارم گریه ی خواهرم رو میبینم ........ گریه نکن دیگه «کیوت» بزار اینو بزنم بعد بریم برات هر چی بخوای میخرم






تهیونگ: انقدر خرس عسلیتو اذیت نکن دیگه .......... ببین میخواستم بعد این که برات آمپول هارو زدم ببرمت خرید ولی دیگه نمیبرم چون داری گریه می‌کنییی




جونگکوک: بانی کوچولو اگر بزاری برات آمپول بزنم بهت بوکس یاد میدم یادته گفتی دوست داری یاد بگیری؟؟؟
ولی اگر نزاری باهات قهر میکنممم
حالا خود دانی









#سناریو بی تی اس
دیدگاه ها (۵)

سناریو خط قرمز

چقدر قشنگ میخونه شادمهر

سناریو #BTS وقتی باهامون قهرننامی: عشقم ببین درسته عصبی هستم...

جیمین که از دیدن اینطوری شوگا شروع کرد به اشک ریختن جیمین:شو...

برده عمارت جئون

سناریو تهیونگ

𝑳𝒊𝒌𝒆 𝒂𝒏𝒈𝒆𝒍. Part15+هیون🥺ندارم نمیفهمی متوجه نمیشینمیخوامهیون...

*— هوبی! من میام اینجا می‌شینم.— اگه اینجا فیلم می‌گیری، من ...

سناریو

سناریو قفل آبی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط