{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنهایی‌مان کمی خیابان کم داشت

تنهایی‌مان کمی خیابان کم داشت
یک کوچه و یک بوسه‌ی پنهان کم داشت


من شانه به شانه‌ی تو راه افتادم
این منظره چند قطره باران کم داشت!
دیدگاه ها (۳)

ﻧﻮﺷﺘﻪ ﯾﺎ ﻧﻨﻮﺷﺘﻪ ، ﻏﺰﻝ ﻧﻤﺎﯼ ﺗﻮﺃﻡﺑﻤﺎﻧﯽ ﻭ ﺑﺮﻭﯼ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﺃﻡ...

ﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻃﯽ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺑﯽ ﻗﺮﺍﺭﯼ ﺍﻡﺍﯼ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﮔﻤﺸﺪﻩ ﯼ ﻧﯽ ﺳﻮﺍﺭﯼ ...

کوچه های قلب من خالی تر از شبهای توستواژه های شعر من غمگین ت...

امشب به حکم چشم تو چشمان من تر استمن عاشق تو هستم و این غم م...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۵: باران ناگهانیع...

کاش با تو نسبتی داشتم...مثل بهار که با شکوفه ی پرتقالبوی خاک...

ای طشت یاریم‌ بده دیگر بریده اماین زهر را به قصد شفایم چشید...

عشق آن است که خیابان به خیابان همه را رد کنی ناگهان بر سرِ ی...

🍂🍁 دلم رنگ پریده تر از #خزانشکننده تر از ساقه ی خشکیده ی درخ...

کوهستک..اینبار قربانی این جنگ‌بود..تو کوچه ی شما رو نمی‌دونم...

کوهستک..اینبار قربانی این جنگ‌بود..تو کوچه ی شما رو نمی‌دونم...

حضرت یار

عاشقانه های شبنم

دوزتان من اومدم شمال دارم تنهایی تو جنگل قدم میزنم شغال و رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط