{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بترس از دشمنی که از جنس خودت باشد.

بترس از دشمنی که از جنس خودت باشد.

هنگامی که تبر به جنگل آمد …

همه ی درختان یک صدا فریاد زدند: ای وای!!!! دسته اش از جنس خود ماست.
دیدگاه ها (۸)

پیرمردی با همسرش در فقر زیاد زندگی می‌کردند. هنگام خواب، همس...

در کوچه‌ای چهار خیاط مغازه داشتند. همیشه با هم بحث می‌کردند....

چقدر احمقانه استبرای فهمیدن حقیقت از طنابی بالا بروی که از د...

به درختان جنگل گفتم: ‌چرا شما با این عظمت از تکه آهنیبه نام ...

تاوانِ یک نگاه

نه فریاد بود، نه زمزمه… یه صدا بود که از دلِ عشق بلند شد. «خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط