{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان توسط قلب تو ذوب شدم اکسو

رمان توسط قلب تو ذوب شدم (اکسو)
part25
........دارم به رویام
میرسم این اتفاق بیفته؟
چرا؟چرا باید وقتی
توی اوجیم این
اتفاق بیفته ؟چرااااا؟(با گریه)
سهون دستی به پشتم
کشید
€گریه نکن......درست
میشه......مطمئنم......
8ماه بعد
×باید بری....
- کجا؟
×از این کمپانی باید
بری .....
- اما من که دست خودم
نبسته این اتفاق برام
افتاده .....
×اما دیگه تو به درد
خوانندگی نمی‌خوری .
- پس این راسته که شما
خواننده ها رو مثل زباله
بیرون میریزین.......
رییس زد توی صورتم
×خفه شو و برو بیرون...
چشمام آب افتاده بود .
از دفتر رئیس اومدم بیرون.
+ببینم سول یی .....رئیس
چی گفته که داری گریه
میکنی؟
- هیچی.....گریه نمیکنم...
شیومین ویو:
دستمو کشید و منو برد توی
اتاق تمرین......
- ببین شیومین من باید یه
چیزی بهت بگم....
منو بوسید و گفت:
- بیا منطقی باشیم.....
من دیگه نمیتونم آیدل
باشم چون مشکل گوش
هام هست ......
ما دیگه نمیتونیم با هم
باشیم .....تو میتونی آیدل
موفقی بشی بدون من ....
حتی ممکنه گروه ما دیسبند
بشه ......پس به من وابسته
نباش و کارتو ادامه بده...‌.
این رو به این معنی ندون
که من ترکت کردم......این رو
به این معنی بدون که گروه ما
دیسبند شده و نمیتونیم همو
ببینیم (با گریه).......
دستامو ول کرد و گریه کنان
از اتاق تمرین رفت بیرون
و من موندم و یک...........
این داستان ادامه دارد............🌹
دیدگاه ها (۱)

مگه میشه کسی این قسمت عاشقان ماه رو یادش بره .....چطور شده؟ن...

سلام بچه هایه چیزی بهتون بگم ؟من امتحان هام شروع شده و ممکنه...

رمان توسط قلب تو ذوب شدم (اکسو)part24.........چجوری بگم....ه...

رمان توسط قلب تو ذوب شدم(اکسو)part23......من.....حیرت زده به...

دوپارتی عضو هشتم بودی ولی...اومدن از گروه من به سولوی خودم ا...

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.14شروع کرد به توضیح دا...

تیر عاشقی 💘                                      Part :...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط