{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جونگکوک با پخی زیر بار خنده رفت .. جیمین و همسرش چشم غره

جونگکوک با پخی زیر بار خنده رفت .. جیمین و همسرش چشم غره ای به جونگکوک شر و شیطون کردن جیهوپ گوشی اش. را روی میز گذاشت و گفت : خوب راجبه چی حرف می‌زدین
تهیونگ تند تر با اخم گفت : دوشت دخترت چی گفت .. گفت دیگه با مادر و پدرت زندگی نکن نه
جیهوپ ای که لیوان آب پرتقال را بالا میبرد گنگ نگاهش کرد و مبهوت گفت : ببخشید ؟ ... دوست کی
تهیونگ اخم کرد و لب آویزان کرد سپس. روبه مادرش کرد و با لبخند گفت: من که مادر و پدرم رو خیلی دوست دارم با هیچ کس عوضش نمیکنم ..
جیمین خندید و موهای پسرش را لمس کرد همانند مادرش با لبخند گفت : من دیگه از خدا چی میخواهم .. یه پسر دارم که کپی پدرمه .. و یه پسر دارم که کپی پدر شوهرمه .. پسر بزرگم تو عاشقی گمه
جونگکوک بیشتر تو گلو خندید و جیهوپ ای که کمی خجالت زده به جونگکوک چشم غره می‌رفت .. ته با لبخند به مادرش نگاهش میکرد .. دو معجزه ای در نسل سوم رخ داده شده بود .. جونگکوک ای که از چهره و سن شبیه به پدر جیمین یا همان جونگکوک بود ... یا حتی تهیونگ ای که چهره اش کپی چهره کیم تهیونگ یا همان پدر جینجو هست .. جیهوپ چهره خودش را داشت برای نسل های بعدی .. ولی نه این جونگکوک نسل اول بود ولی از تهیونگ هیچ خبری نبود .. این نسل چهارم را داشت یا .. نه .. شیطونی در رگ هایش حسادت در مغزش اخم کردن در قلبش و عصبی بودن ظاهر اش یک ببر کوچیک زیرا خوش اخلاق
دیدگاه ها (۶)

در این شب تار، تنهایی بیداد می‌کند،🥀 🥀از هر طرف سکوت و غم ...

جونگکوک: خوب چرا این زندگی خوبت رو رها کردی دخترک بی حس و پی...

کسی باید باشد🥀 🥀آنقدر خوب🥀 🥀که تمام زخم ها را🥀...

دل شکستن هنر است🥀 🥀 تا می توانی دل بشکن🥀 🥀بخند...

پسر بچه کوچک اخم کرد و دست به سینه شد و چشم ریز کرد : ممیخوا...

جونگکوک: مادر من واقعا نمی‌خواستم به گذشته فکر کنی مروارید ت...

جونگکوک لبخند بی‌حالی روی لب هایش نشست و پلک روی هم گذاشت نر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط