{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چپتر دوم: شکاف در دنیای بانتن

چپتر دوم: شکاف در دنیای بانتن
موضوع: واکنش اعضا و فروپاشی نظم

خبر، مثل یک انفجار در تاریک‌ترین گوشه‌های سازمان بانتن پیچید. «مایکی، پدر آن دختر است.»

در سالن اصلی، جایی که معمولاً فقط صدای قدم‌های سنگین و برنامه‌ریزی برای قتل‌ها شنیده می‌شد، حالا سکوتی سنگین و پرتنش حاکم بود.

سانزو، که تا چند ساعت پیش با لذتِ بی‌رحمانه به شکنجه دادن دختر فکر می‌کرد، حالا مانند کسی که به دیواری برخورد کرده باشد، ایستاده بود. لبخند همیشگی‌اش محو شده بود و چشمانش از شوک گشاد شده بود. او که خود را وفادارترین پیرو مایکی می‌دانست، حالا احساس می‌کرد یک خطای بزرگ مرتکب شده است. او به جای یک دشمن، به تنها چیزی که معنای انسانیت را برای مایکی زنده می‌کرد، حمله کرده بود.
«رئیس... من... من نمی‌دونستم...» صدای سانزو می‌لرزید. او نه از ترسِ تنبیه، بلکه از وحشتِ اینکه شاید جایگاهش در قلب مایکی برای همیشه از دست رفته باشد، می‌لرزید.

کاکوچو، با آن چهره‌ی همیشگی و جدی‌اش، بازوهایش را روی سینه گره کرده بود. او به شدت با این وضعیت مخالف بود. «این یعنی یک نقطه ضعف بزرگ، رئیس. اگر دشمن‌ها بفهمن، از همین دختر برای نابودی تو استفاده می‌کنن. بانتن نباید احساساتی باشه.» اما در اعماق وجودش، او هم می‌دانست که مایکی دیگر آن ماشینِ بی‌احساس سابق نیست.

ریندو و ران هايتانی با نگاهی متفاوت به ماجرا نگاه می‌کردند. ران با لبخندی کج و مرموز گفت: «اوه، پس بالاخره یک قطعه‌ی پازل گم‌شده پیدا شد؟ جالب شد...» اما ریندو، برخلاف برادرش، نگران فضای سیاسی سازمان بود. او می‌دانست که این حقیقت می‌تواند ستون‌های بانتن را متزلزل کند.
در حالی که اعضا در حال بحث و جدل بودند، مایکی در اتاق خصوصی خود، در کنار تخت کوچک دختر نشسته بود. او اجازه نداده بود هیچ‌کس به او نزدیک شود. او فقط به دست‌های کوچک و زخمی دختر خیره شده بود. او می‌دانست که با پیدا شدن این دختر، دنیای تاریک و بی‌رحمانه‌ی او برای همیشه تغییر کرده است؛ او دیگر فقط یک رهبر جنایتکار نبود، او یک پدر بود که باید از میراث خود در میانه‌ی گرگ‌ها محافظت می‌کرد.

_________________________________
#مایکی
#سناریو_انیمه
#توکیو_رونجرز
#بانتن
#فن_فیک_انیمه
#فن_فکیشن_انیمه
دیدگاه ها (۰)

چپتر سوم: سایه‌ها و نور (نبرد برای محافظت)موضوع: شروع یک دور...

چپتر چهارم: خونِ سرد در رگ‌های سانوموضوع: غافلگیری مرگباردرگ...

اول از همه قبل شروع بگم دختره دختر مایکی هست که از یک رابطه ...

حقیقتش دوستان داشتم یه فن فیک با استفاده از هوش مصنوعی درست ...

part 6你斗殴那天顽童跌🛐🌌🛐🌌🛐🌌🛐🌌🛐🌌🛐🌌🛐🌌🛐🌌هایتانی ها هم دیگه رفتن و نمیخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط