زندگی احساسی من
زندگی احساسی من
p11
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بکی پا به فرار گذاشت رف خونش
بکی: وای خاک تو سرممم مردشورمو ببرن چه گوهی خوردم حالا نتنها جلو خواهرش بلکه جلو کل مردم بوسیدمش واییییییییی یعنی چند دقیقه بوسیدم یعنی الان فراموش کرده وای من چیکار کنمممم واییی فردا خونه انیا هممون دعوت بودیم حالا چه گلی به سرم بریزم خداااااا عه انیا داره زنگ میزنه چی بش بگم بگم بعد این که رفتی جلو همه بوسیدمش عاقدم میووردیم کارو ردیف میکردیم دیگ
انیا:اهم الو
بکی:الالالاووووو
انیا:چته؟خا اینو ولش چیشد دختره کی بود
بکی:اگ تا ده دقیقه دیگه خونم نباشی من میدونم تو(قطع کرد)
انیا:وا این چشه ولش شاید دختره اورده بزار برم
. برش به وقتی انیا رسید خونه بکی.
انیا:هی هی من اومدم
بکی:انیا ریدم بدخت شدمممممم
انیا:چتهههه
بکی:میدونی اون دختر کی بود
انیا:کیبود
بکی:نائوکووووو
انیا:هن؟نائوکو کیه؟
بکی:خ....(تلویزیون اخبار میپره جلوی حرفش😂)
اخبار: امروز در روز سه شنبه در بازار دو نفر از نوجوانان هم را بوسیدن
انیا:هی مردم دل جرعت دارن خا تو میگفتی
بکی:بدبخت شدم تموم شد
انیا:هن؟
اخبار:این نوجوان ها دختری به اسم بکی و پسری به اسم تسوکی بوده است این اتفاق بوسشان افتاد
انیا:وادهللللل چیشددددد تو تسوکی وایییی وایسا بینم ینی اوم دختره؟نائوکو که خواهر کوچیکه تسوکیههههه وایییییییییی
ــــــــــــــــــ
تسوکی
ــــــــــــــــــ
تسوکی:وای خداااا ریدمممم
(دامیان زنگ میزنه)
تسوکی:دامیانننن
دامیان:خاک توسرتتتتتت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حالمبد بود ولی گذاشتمش شاید شب یه دو سه پارتی بزارم
p11
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بکی پا به فرار گذاشت رف خونش
بکی: وای خاک تو سرممم مردشورمو ببرن چه گوهی خوردم حالا نتنها جلو خواهرش بلکه جلو کل مردم بوسیدمش واییییییییی یعنی چند دقیقه بوسیدم یعنی الان فراموش کرده وای من چیکار کنمممم واییی فردا خونه انیا هممون دعوت بودیم حالا چه گلی به سرم بریزم خداااااا عه انیا داره زنگ میزنه چی بش بگم بگم بعد این که رفتی جلو همه بوسیدمش عاقدم میووردیم کارو ردیف میکردیم دیگ
انیا:اهم الو
بکی:الالالاووووو
انیا:چته؟خا اینو ولش چیشد دختره کی بود
بکی:اگ تا ده دقیقه دیگه خونم نباشی من میدونم تو(قطع کرد)
انیا:وا این چشه ولش شاید دختره اورده بزار برم
. برش به وقتی انیا رسید خونه بکی.
انیا:هی هی من اومدم
بکی:انیا ریدم بدخت شدمممممم
انیا:چتهههه
بکی:میدونی اون دختر کی بود
انیا:کیبود
بکی:نائوکووووو
انیا:هن؟نائوکو کیه؟
بکی:خ....(تلویزیون اخبار میپره جلوی حرفش😂)
اخبار: امروز در روز سه شنبه در بازار دو نفر از نوجوانان هم را بوسیدن
انیا:هی مردم دل جرعت دارن خا تو میگفتی
بکی:بدبخت شدم تموم شد
انیا:هن؟
اخبار:این نوجوان ها دختری به اسم بکی و پسری به اسم تسوکی بوده است این اتفاق بوسشان افتاد
انیا:وادهللللل چیشددددد تو تسوکی وایییی وایسا بینم ینی اوم دختره؟نائوکو که خواهر کوچیکه تسوکیههههه وایییییییییی
ــــــــــــــــــ
تسوکی
ــــــــــــــــــ
تسوکی:وای خداااا ریدمممم
(دامیان زنگ میزنه)
تسوکی:دامیانننن
دامیان:خاک توسرتتتتتت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حالمبد بود ولی گذاشتمش شاید شب یه دو سه پارتی بزارم
- ۶.۰k
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط