{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وحشی

وحشی
پارت 15
+۱۸
تهیونگ: باشه عشقم الان میگیرم
ات: مرسی ددی
جی یه اون: ددی؟؟(اروم)
ات: چیزی گفتی
جی یه اون: اوم تهیونگ ددی منه قزاره باهم ازدواج کنیم
ویو تهیونگ:
کلی خوراکی خریدم برای ات و برگشتم داخل ماشین دیدم ات تو خودشه فهمیدم که باز هم جی یه اون یه چیزی به ات گفته
تهیونگ: قشنگم اینارو بگیر
ات: مرسی (اروم)
تهیونگ: چیزی شده
جی یه اون: نه بابا چی بشه بریم
تهیونگ: اوک
پرش به 10 مین بعد:
جی یه اون: تهیونگ یه جا وایستا یکم هوا بخوریم
تهیونگ: اوک
ویو تهیونگ:
یجا نگه داشتم که یکم هوا بخوریم که دیدم ماشین عمو اینا هم پشت سرمونه اونا هم نگه داشتن ات پیاده شد منم پیاده شدم
عمو تهیونگ: جی یه اون پاشو بیا ماشین خودمون هان بیدار شد
جی یه اون: بابا من همینجا میمونم اینجوری بهتره
عمو تهیونگ: نه دخترم شاید بخوان تنها باشن اولین مسافرتشونه بیا تو ماشین خودمون
جی یه اون: باشه (ناراحت)
ات: شهر جلو قطاری چیزی داره که من بتونم برگردم؟
تهیونگ: چرا
ات: من مسافرت نمیخوام حوصلشو ندارم
عمو تهیونگ: شهر بعد گوانگجو دیگه اونجا هم باید بلیط رزرو کنی
ات: اها مرسی
تهیونگ: حرکت کنیم
همه داخل ماشین نشستیم
ویو: ات نشستم داخل ماشین و رفتم توی سایت های سفر قسمت قطار رو زدم تهیونگ هم نشست و راه افتادیم
تهیونگ: هی داری چیکار میکنی
ات: (سکوت )
تهیونگ: اون گوشیو بده به من
ات: اقای کیم تهیونگ میشه یه مقدار به من پول بدید هرقت برگشتید سئول بهتون برمیگردونم
تهیونگ: چی میگی ات جی یه اون چی گفته بهت
ات: هیچی نگفته
تهیونگ: زود بگو(درحال گرفتن گوشی از ات)
ات: میگم هیچی
تهیونگ: یا میگی یا همین گوشیو میندازم بیرون
ات: باشه فقط ننداز
تهیونگ: بگو بدو قشنگم
ات: گفت که قراره تو باهاش ازدواج ازدواج کنی
تهیونگ: ینی چی برات دارم جی یه اون
ات: دیگه مهم نیست من میخوام برگردم سئول توم باهاش خوشبخت بشی
تهیونگ: ات چرت و پرت نگو تو مال منی جی یه اون اصلا برام مهم نیست
ات: نمیخوام دیگه همچی تموم شد
تهیونگ اینم از این(گوشی ات و اندخت)
ات: چیکار میکنی روانییی(داد)
تهیونگ: امشب مال خودم میکنمت که دیگه هیچ حرفی نباشه
ات: نه تهیونگ جی یه اون براتو
تهیونگ: کوچلو من به عمو میگم که دیگه تا اخر مزاحممون نشه
ات:(گریه) نمیخوام تو مال اون باشی تو باید برای من باشی ولی اون میگه تو میخوای باهاش ازدواج کنی(گریه)
تهیونگ: قشنگم اون زیاد چرت و پرت میگه نگران نباش من فقط برای توم نیم ساعت دیگه میرسیم گوانگجو بعدش به عموم میگم
اصلا نگران نباش
دیدگاه ها (۹)

وحشی پارت 16 +۱۸30 مین بعد تهیونگ پیاده بشیم یکم هوا بخوریم ...

ویسگون پارت 14 وحشی رو حذف کرده هیچ حرفی ندارم🙄🙄

بچه ها این عکس مربوط به پارت 14 وحشیمثل این عکس اینجا دختره ...

وحشی پارت 13+۱۸دوباره ماشینو روشن کرد وراه افتادنتهیونگ: ولی...

تکپارتی از تهیونگ ویو ات سلام من ات هست سه سال با تهیونگ ازد...

شب تولدم پارت 41فصل دوم پارت 12کلتم رو به سمتش گرفتم که صدای...

ددی فاکرم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط