{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

« قهر، قهر، تا روزِ قیامت »

« قهر، قهر، تا روزِ قیامت »
این زیباترین دروغِ کودکی هایمان بود.
قرار بود مثلاً دلخوریِ مان تا ابد کِش بیاید، اما با یک «ببخشید» سر و تهِ قضیه هم می آمد و دوباره مشغولِ بازی می شدیم...
انگار هم نه انگار که قهر کرده بودیم!
بچگی ها، در همین سادگی اش قشنگ بود...
امان از این بزرگ شدن...
امان از این قهرهایِ بی صدایِ طولانی!
حالا قهرِمان را جار نمی زنیم،
خیرِ سرِمان مثلاً متمدن شده ایم...
خیلی بی صدا می رویم.
اما برای همیشه...
اما بدونِ بازگشت...
دلمان هم خوش است که بزرگ شده ایم!
دیدگاه ها (۹۷)

چه می توان گفت در بیانِ سوزشِ این زخم های تکراری ؟! هربار بل...

گردنِ جمعه نیندازید” ..این درد‌هایی را که انبار کرده‌اید روی...

یک زمان می‌رسد که میفهمی هیچ چیز وحشتناک تر از نبود رفیق نیس...

من خسته تر از آنی بودم که بدی ها را با بدی جواب بدهم و "هوی"...

بزرگترین اشتباه زندگی ام ؛آنجا بود که فکر کردم اگر کاری با ب...

ای ماهِ در خون تپیده، ای ستونِ خیمه‌ی جان‌های بی‌قرار...کجای...

پارت ۱ | کودکیهفت سالم بود.خونه پر از سر و صدا بود. همه برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط