{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواهم معنایِ دوست داشتن را

می خواهم معنایِ دوست داشتن را
تازه کنم !
دارد خاک می خورد زیرِ خروارها بی تفاوتی
دارد مچاله می شود
دارد می میرد
بیچاره مانده است
میانِ غرور و بدبینی و مسمومیتِ آدمها
دارد رنگ می بازد آنقدر که
بی حرمتش کرده اند !
می خواهم آنقدر دوستت بدارم
تا مردم بپرسند از تو
این کارها چیست که این دیوانه می کند ؟
و تو بگویی با خنده ای و شوقی :
دارد برایم دیوانگی می کند
و دوست داشتن نامِ دیگرِ دیوانگی ست
دیوانه ی یکی بودن
دیوانه ی شب تا سحر
گفتن و خندیدن و رقصیدن هایِ
دو نفره
دوست داشتن! آخ امان از این دوست داشتن
که اگر ناب باشد
مستت می کند
یک مستیِ شیرین
بی پشیمانی
بی نبودن .... !
♠♠♠
دیدگاه ها (۱)

همیشه خوب خداحافظی کنید!!! گاهی همه چیز آنقدر سریع اتفاق می‌...

هــوا که سرد میشهآدم باید یــکیو داشته باشهبغلش کنهوگــرنه ه...

جان سنفورد در کتاب (یارپنهان)تفاوت آدمها و انسان ها:آدم ها ز...

دوست نداشته‌ی همیشگی من، دوستت دارممثل کودکی که بره‌اش را ج...

Nobody

اخرین امتحان برگزار و ترم تمام شد باید به خانه میرفتم موقع ...

My Vampire Mate Season 2 part : 58

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط