{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا قیامت بنویسم اگر از پروانه

تا قیامت بنویسم اگر از پروانه
ندهم جز خبری مختصر از پروانه

زندگی کردن عشاق تماما درس است
میشود یاد گرفت آنقدر از پروانه

آبرو را همه از برکت چیزی دارند
عارفان از سحر, اما سحر از پروانه

عالمی را نفس سوخته ای زنده کند
معجزه هیچ ندیدم مگر از پروانه

سوز معشوق به سوز دل عاشق نرسد
شمع هم سوخته, نه بیشتر از پروانه

عاشق آن است که معشوق فروشی نکند
هیچگه دل نبرد سیم و زر از پروانه

آنقدر وصل تو سوزنده تر از هجران است
که نمانده است نه بال و نه پر از پروانه

تا سحر سوختنش را به تماشا بنشین
تو فقط اول شب دل ببر از پروانه

جگر سوخته من خبرش پیچیده
چه بگیری چه نگیری خبر از پروانه

تا نفس هست مرا دور سرت میگردم
بیش ازین برنمی آید دگر از پروانه .

پروبالی که نمانده ست برایم, اما
آنقدر هست بسازی سپر از پروانه

دل به آتش زدم و سعی خودم را کردم
دست تو باز نشد...درگذر از پروانه

نوبت شستن پروانه رسید و حالا
تازه فهمید چه میخواست در از پروانه

در همان مرحله ی سوختنش می مانم
تا قیامت بنویسم اگر از پروانه .

علی اکبر لطیفیان
دیدگاه ها (۱)

.یا رب...بیست / آتش وصلتا قیامت بنویسم اگر از پروانهندهم جز ...

خلوتم را نشکنشاید این خلوت من کوچ کندبه شب پروانهبه صدای نفس...

خلوتم را نشکن شاید این خلوت من کوچ کند به شب پروانه به صدای...

خلوتم را نشکنشاید این خلوت من کوچ کندبه شب پروانهبه صدای نفس...

خلوتم را نشکنشاید این خلوت من کوچ کندبه شب پروانهبه صدای نفس...

خلوتم را نشکنشاید این خلوت من کوچ کندبه شب پروانهبه صدای نفس...

شمع بگریست گه سوز و گداز**کاز چه پروانه ز من بیخبر استبسوی م...

خلوتم را نشکن...شاید این خلوت من کوچ کندبه شب پروانهبه صدای ...

گفت به مجنون صنمی در دمشقکای شده مستغرق دریای عشقعشق چه و مر...

بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی؟گرمی ثانیه ای خانه شدن را ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط