{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ابلیس شبی رفت به بالین جوانی

ابلیس شبی رفت به بالین جوانی
آراسته با شکل مهیبی سر و بر را
گفتا که منم مرگ و اگر خواهی زنهار
باید بگزینی تو یکی زین سه خطر را
یا آن پدر پیر غمین را بکشی زار
یا بشکنی از خواهر خود سینه و سر را
یا خود ز می ناب بنوشی دو سه ساغر
تا آنکه بپوشم ز هلاک تو نظر را
ترسید از این بیم و جوان بر خود و جا داشت
کز مرگ فتد لرزه به تن ضیغم نر را
گفتا نکنم با پدر و خواهرم این کار
لیکن به می از خویش کنم دفع ضرر را
جامی دو سه می خورد و چو شد خیره ز مستی
هم خواهر خود را زد و هم کشت پدر را.
دیدگاه ها (۱)

ابلیس شبی رفت به بالین جوانیآراسته با شکل مهیبی سَر و بَر را...

ابلیس شبی رفت به بالین جوانیآراسته با شکل مهیبی سَر و بَر را...

ابلیس شبی رفت به بالین جوانیآراسته با شکل مهیبی سَر و بَر را...

آن دلبر من آمد بر منزنده شد از او بام و در منگفتم قنقی امشب ...

واقعا قشنگه بخونید......!!!!!////چه آمد بر سر اقوام و خویشان...

چه آمد بر سر اقوام و خویشان که گردید جمعه شان اینطور پریشان ...

بیا تا مهربانی پیشه سازیم به مشتی زرق و زر خود را نبازیمچه آ...

من بودم دوش آن بت بنده نواز

شیرکوه بذ بابک خرم دین این فروغ بی زوال و جاودان من قبله گاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط