{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍒دلم سرد می‌شود گاهی در این سرمای تنهایی

🍒دلم سرد می‌شود گاهی در این سرمای تنهایی

دلم تنهای تنها می‌شود در این فصل‌های تنهایی

برایت شعر می‌گویم در این پاییز تنهایی

در آن شعر می‌گویم ازهمه رنج‌های تنهایی

قلبم آهسته می‌گوید به من که این تنهایی

به پایان می‌رسد، صبر کن در دنیای تنهایی

غزل شعرم بیا و نگذار باشم در تنهایی

نبودت تازه می‌کند همه غم‌های تنهایی

گاهی آرزوهایم را به آخر می‌کشد تنهایی

اما به امید دیدار تو زنده‌ام به پای تنهایی

غم سنگین مرا کسی نمی‌فهمد ز تنهایی

دلم آرام می‌لرزد در این شب‌های تنهایی

تمام خاطراتت را به یاد می‌آورم در تنهایی

در این احساس بی پایان در این انشای تنهایی

هنوز اما امیدی هست در این تالاب تنهایی

که بازآیی و رها بخشی‌م از این ژرفای تنهایی🍒🌱

حمید کاوه
دیدگاه ها (۰)

تنها تو

دلنوشته های من

🌱🍒تنها تو حق داری فقط باشی، اینجا کسی غیر از تو دعوت نیستتنه...

🍒🌱من پریشان تر از آنم که تو میپنداریشده آیا ته یک شعر ترک بر...

-چرا می‌نویسم ؟شاید برای آنکه واژه‌ها تنها پناهگاهم شده‌اند ...

Hidden Melody in Midnight Seoulp.20(از زبون نویسنده: غم داره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط