پارت
پارت 7
ویو آدمین
که شوگا گفت
شوگا: من میرم بخوابم.... راستی تو خیلی باحالی ( آخرش چشمک)
ویو ات
واییی چم شده ن نکنه عاشقش شدم نه امکان ندارهههه اون ۱۸ سال ازم بزرگتره ، امروز خیلی عجیب شدم وای حس میکنم قلبم داره از دهنم درمیاد بیخیال بهتره برم بخوابم
۱۲:۰۰ ظهر
ویو ات
با نور بیش از حد پنجره بیدار شدم و پنجره رو بستم و دوباره خوابیدم
۱:۴۰ظهر
ویو شوگا
عجیبه چرا ات نمیاد بیرون دارم نگرانش میشم ، رفتم تو اتاقش که دیدم بله خانم خانما خوابه ای خدااا اینکه از منم خوابالو تره
شوگا: ات...اتتتتت( داد)
ات: هااا چته..سر صبحی نمیزاری بخوابم...عه تویی
شوگا: سر صبح؟؟( از خنده پاره شد)
ویو ات
ا..اون خندش چقدر قشنگه اولین باره خندشو میبینم
شوگا: چیه...چرا بهم زل زدی؟؟
ات:.........ه..هیچی
( نگاه به ساعت کرد)
ات: چییییییی....یعنیییییییی اینقدر خوابیدم
شوگا: الان فهمیدی؟🗿💔
ات: شرمنده 😁
ادامه دارد.....
ببینید جای حساس تموم نکردم....
دو پارت براتون گذاشتم...
امروز خیلی مهربون شدم عجیبه😂❤️🩹
ویو آدمین
که شوگا گفت
شوگا: من میرم بخوابم.... راستی تو خیلی باحالی ( آخرش چشمک)
ویو ات
واییی چم شده ن نکنه عاشقش شدم نه امکان ندارهههه اون ۱۸ سال ازم بزرگتره ، امروز خیلی عجیب شدم وای حس میکنم قلبم داره از دهنم درمیاد بیخیال بهتره برم بخوابم
۱۲:۰۰ ظهر
ویو ات
با نور بیش از حد پنجره بیدار شدم و پنجره رو بستم و دوباره خوابیدم
۱:۴۰ظهر
ویو شوگا
عجیبه چرا ات نمیاد بیرون دارم نگرانش میشم ، رفتم تو اتاقش که دیدم بله خانم خانما خوابه ای خدااا اینکه از منم خوابالو تره
شوگا: ات...اتتتتت( داد)
ات: هااا چته..سر صبحی نمیزاری بخوابم...عه تویی
شوگا: سر صبح؟؟( از خنده پاره شد)
ویو ات
ا..اون خندش چقدر قشنگه اولین باره خندشو میبینم
شوگا: چیه...چرا بهم زل زدی؟؟
ات:.........ه..هیچی
( نگاه به ساعت کرد)
ات: چییییییی....یعنیییییییی اینقدر خوابیدم
شوگا: الان فهمیدی؟🗿💔
ات: شرمنده 😁
ادامه دارد.....
ببینید جای حساس تموم نکردم....
دو پارت براتون گذاشتم...
امروز خیلی مهربون شدم عجیبه😂❤️🩹
- ۱۶.۴k
- ۰۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط