در نگاهم شده پیدا
در نگاهم شده پیدا
اونشانی زجدایی دارد
آینه راست به من گفت نگاهم تنهاست
زیر رگبار اسارت همه جا بی تابم
رنگ زیبای نگاهم که مرا رسوا کرد
اینک از فرط غریبی خوابید
پلک بیچاره من تنها نیست
اشک غربت با اوست
او مرا می فهمد
می تواند دل غمگین مرا شاد کند
می تواند سر فرصت
حرف تنهایی من گوش کند
آخر او مثل من از حسرت دیدار به خود می پیچد
پلک من همدم بی چون وچرایست برایم
او مرا می فهمد
اونشانی زجدایی دارد
آینه راست به من گفت نگاهم تنهاست
زیر رگبار اسارت همه جا بی تابم
رنگ زیبای نگاهم که مرا رسوا کرد
اینک از فرط غریبی خوابید
پلک بیچاره من تنها نیست
اشک غربت با اوست
او مرا می فهمد
می تواند دل غمگین مرا شاد کند
می تواند سر فرصت
حرف تنهایی من گوش کند
آخر او مثل من از حسرت دیدار به خود می پیچد
پلک من همدم بی چون وچرایست برایم
او مرا می فهمد
- ۲۵۱
- ۰۲ آبان ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط