{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به قانون دلت پابند بودم

به قانون دلت پابند بودم
رها از هر چه چون و چند بودم
من آن عكس قديمي ام كه يك عمر
به ديوار اتاقت بند بودم
تو بندابند يك ترجيعبندي
تو با رؤياي شاعر شعروندي
به اين قدقامت بالابلندت
تو برگردان يك شعر بلندي
تمام عمر، خاطرخواه خود را
غريبانه، رفيق راه خود را
هوايم هست اين شب ها شبيه ِ
پلنگي كه نديده ماه خود را
دیدگاه ها (۶)

هر تار مویت یک غزل یا یک ترانهیک جاده ی صعب العبور بی کرانهو...

امشب منم و عشق تو و یک دل خستهیک سینه پر از خاطره ؛ از درد ش...

دَر گُلستانم  و از عِطرِ  گُلت نیست خَبَربه کُجا رفته ای أخر...

حسِ خوبِ  زِندگی  را با تو  مَعنا کَرده اَمبَر تو  اَسرارِ  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط