{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب منم و عشق تو و یک دل خسته

امشب منم و عشق تو و یک دل خسته
یک سینه پر از خاطره ؛ از درد شکسته
رفتی و بریدی و مرا یاد نکردی
عشقم بنشین وصل کن این بند گسسته
تا کی تو جدا از من و از عشق گریزان
بگشا در این خانه که عمری شده بسته
برگرد به این خانه ؛ دلم کنج قفس مرد
قمری تو کز کرده و یک گوشه نشسته
بعد از تو من از عالم و آدم که بریدم
شیرازه ی هستی من از هم ‌بگسسته
ماندم تک و تنها که دراین کوچه ی بن بست
امشب منم و عشق تو و یک دل خسته
دیدگاه ها (۱۲)

امشب دوباره از غزل و غم عبور کناز واژه های تیره و مبهم عبور ...

‍ بعدِ تو ذره ای آرام ندارد دلِ منوعده کردم به کسی دل نسپارد...

هر تار مویت یک غزل یا یک ترانهیک جاده ی صعب العبور بی کرانهو...

به قانون دلت پابند بودمرها از هر چه چون و چند بودممن آن عكس ...

بکش پایین

تو ندانی که چه‌ها با من ویران کردیکه مرا یک دفعه از عشق پشیم...

✿ دلخسته ✿ ای دل‌، این‌جا دگر جای ما نیست با غم ما کسی آشنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط