رحمت او هر زمان مرا سر مست کند
رحمت او هر زمان مرا سر مست کند
باز هم او لطف بر این من غافل کند
*
من به یادش نیستم اما او بر من لطف میکند
هر زمان حالم بپرسد هر زمان مرا یاری کند
*
باز هم من بر او عصیان میکنم یاغی میشوم
باز بر کارم لبخندی زند باز من خجل میشوم
*
ای خدایم من چه گویم کنون در حمد و لطف تو
نگه دار دلم را از هوس چون هستم سرمست تو
باز هم او لطف بر این من غافل کند
*
من به یادش نیستم اما او بر من لطف میکند
هر زمان حالم بپرسد هر زمان مرا یاری کند
*
باز هم من بر او عصیان میکنم یاغی میشوم
باز بر کارم لبخندی زند باز من خجل میشوم
*
ای خدایم من چه گویم کنون در حمد و لطف تو
نگه دار دلم را از هوس چون هستم سرمست تو
- ۴۹۰
- ۰۹ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط