{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در جهان عاشق شدن یادم نبود

در جهان عاشق شدن یادم نبود

دوستی با هیچ کس کارم نبود

بعد عمری با یکی یکتا شدم


فکر کردم صاحب دنیا شدم

تا تویی در خاطرم با دیگران بیگانه ام

با خیالت همنشین با دوریت دیوانه ام....... 
دیدگاه ها (۲)

رمان { همسایه ای از جنس شب و روز }

پارت. ۳۱

#کپشن

پارت دومویو جونگکوک از خواب بیدار شدم چی؟ اینجا کجاست؟ اه اح...

«Last part» •sad rose•(-متن نامه-) (سلام اوپا،وقتی این نامه ...

خب کارلوی عزیزم امروز میشه سه ماه که دوستیم میدونی این سه ما...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.16ا.ت:باید بهش فکر کنم کوک.....تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط