{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Start Again

(Start Again)
Part4
(ویو نامجون)
امروزم مثل روزای دیگه تکراری از تختم پاشدم کارام انجام دادم رفتم کمپانی داشتیم با اعضا و منیجر درباره ی آلبوم جدید حرف میزدیم که یه دفعه در باز شد و دختری سریع رفت و جیهوپ بغل کرد اون؟! اون لنا بود بعد 5 سال دیدمش دروغ بود اگه بگم توی این 5 سال بهش فکر نکردم و از کارم پشیمون نشدم
مدتی بغل جیهوپ بود که جیمین صداش زد و همو بغل کردن یکم حسودیم شد و بعدم بقیه اعضا بغلش کردن که رسید به من مدتی بهم خیره بود که سلامی سردی بهم کرد هه انتظار دیگه هم نباید داشته باشم بعد اون کارم
که جیهوپ صداش کرد و رفت پیش جیهوپ بعد از اون اتفاق جیهوپ زیاد باهام خوب نبود و خب حقم داشت
(پایان ویو)
×لنایا الان که اومدی بیا یه جشن کوچیکی با اعضا بگیریم توهم دوستاتو دعوت کن
نه داداش نیازی نیست
×خیلی هم هست
اعضا هم همه اصرار کردن که لنا قبول کرد مدتی بعد لنا و جیهوپ با اعضا خداحافظی کردن و به خونه ی جیهوپ رفتن لنا روی یکی از مبلا نشست و جیهوپم روبه روش
×خب بگو این 5 سال چیکار کردی
بنا از اتفاقا و زندگی و کارش در استرالیا براش تعریف کرد
آره و الان دنبال یه کارم
×لنا تو که طراح لباسی بیا طراح لباس ما شو طراح لباس قبلی استعفا داده و کمپانی دنبال یه طراح لباسه
لنا رفت تو فکر جیهوپ که اینو دید گفت
×اگر سختته که اونو ببینی مشکلی نیست مجبور نیستی
نه من دیگه اونو فراموش کردم مشکلی نیست
× خوبه فردا بیا کمپانی با پی دی نیم حرف بزن
اوکی
(فردا)







#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts
دیدگاه ها (۱)

فالوشه @asas.w

(Start Again)Part3اون؟ جیمین بود و اعضا همه کنارش بودن جیمین...

فالوشه @hana0077

(Start again) دختر و پسری که عاشقانه همو دوست داشتن ولی پسره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط