{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۶۴

پارت ۶۴



معامله نهایی




« چرا واقعا داره انقدر عذاداری میکنه ؟ مطمئنم اگه بخواد میتونه بازم بخره . یه اراده بکنه هرچی بخواد فراهم میشه دیگه !»
زمزمه هوانگ پشت گردنم رو قلقلک داد « از وقتی زنش ولش کرده جاشو با غذا و اینجور چیزا پر میکنه . الان رسما زنشو کشتی »
با پاشنه پام پاش رو از پشت لگد کردم که باعث شد تو خودش جمع بشه « به من ربطی نداره . »
سرم رو به طرف اشپزخونه چرخوندم و دوباره چون سو که روی زمین کنار بازمونده ی فرش زانو زده رو نگاه کردم « حالا لازمه جلوی سرخدمتکار اشک تمساح بریزه ؟ یه فره دیگه . »
قامت هوانگ پشت سرم صاف شد و به حالت عادی برگشت ، البته میتونستم از گوشه چشم ببینم که چهره اش هنوز ازرده بود « میشه یه بار دیگه برام توضیح بدی چرا باید تو خونه خودم پشت دیوار قایم شم و چرا تو الان داری از سرخدمتکار میترسی ؟»
« چون دوست دخترت رسما مجرم تحت تعقیب حساب میشه »
پوزخندش صدا دار بود «, اگه از این به بعد همیشه خودتو دوست دخترم خطاب قرار بدی ممکنه واقعا غش کنم و بمیرم »
اخم کردم و سرم رو چرخوندم « فقط اون قسمت " تقلبی " ‍ش رو یادم رفت ، عوضی »
و دوباره با کف چکمه ام پا ‍ش رو نشونه گرفتم اما ایندفعه واکنش زیادی نشون نداد . لاشی
« نظرت چیه بری معذرت خواهی کنی و بیای بریم به زندگیمون برسیم ؟ هه جین چندین بار پیام داده »
« نمیشه بیخیال معذرت خواهی شیم ؟ نمیتونم تو‌ چشماش نگاه کنم . انگار داره تو ذهنش داره یکی از اون غذاهای کره ای که خورد و تیکه کردن توش خیلی نقش مهمی داره درست میکنه ، قسمت مهمش اینه که مواد اولیه منم »
دستش که به سمت کمرم خزید باعث شد لرزی توی بدنم بیوفته « معلومه که میشه . تو دوست دختر هوانگ هیونجینی . لازم نیست جلوی هیچکس سر خم کنی »
نگاهم تیز شد « نظرم عوض شد . معذرت خواهی بهتر از اینه که منت تورو بکشم »
اما قبل از اینکه بتونم به سمت اشپزخونه قدم بردارم دستش روی کمرم تنگ تر شد و باعث شد پشتم به سینه اش برخورد کنه « تو حتی بدون هوانگ هیونجین هم به اندازه کافی شخصیت مهمی هستی که لازم نباشه از یه اشپز بابت یه اتفاق عذرخواهی کنی »
« فرق من و اون چیه ؟ هردومون کارمند خاندان هوانگیم »
چونه اش رو به شونه ‍م تکیه داد « تو یه فرق بزرگ داری . تو اکاشی رین ‍ی . یاقوت ارزشمندی که کل ژاپن دنبالشن و صد البته ، زیباترین و باهوش ترین بانویی که تو عمرم دیدم »




بچه ها ببخشید بابت پارت گذاری دیر به دیر تلاشمو‌ میکنم که رفعش کنم .
چیز مسئله ای که جدیدا اعصابم رو خورد میکنه اینه که معامله نهایی به اندازه کافی جذاب نیست که خواننده جدید جذب کنه . میشه اگه راهکاری دارید بهم بگید ؟😭
دیدگاه ها (۳۳)

سل این پست جهت به رخ کشیدن زیبایی همسر جدیدمه که پنج دقیقست ...

پارت ۶۵معامله نهایی« به خود مسیح قسم میخورم هوانگ هیونجین ، ...

پارت ۶۳معامله نهاییویو رین ::لباس های اضافی که کیکو به زور ت...

پارت ۶۲معامله نهاییبعد از پایان جلسه دو ساعته ، بلاخره از او...

سلام سلام چطورید من اومدمممممممممم ولی این دفعه شرط ها رو می...

پارت ۵۴معامله نهاییدوباره به چشم های مادر هیونجین خیره شدم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط