{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دشمنان خونی😅

دشمنان خونی😅

part3

سولا موهای تهیونگ رو میگیره میکشه
تهیونگ موهای سولا رو میکشه

یهو جیمین و کوک میرسن و جداشون میکنن
بعد که آروم شدن تهیونگ و کوک و جیمین میخوان بیرون

کوک:ا من گوشیم جا موند شما برین منم میام

جونگ کوک داشت میرفت تو خونه سولا هم داشت میومد بیرون یهو بهم برخورد میکنم لباشون میره رو هم(استخفرالله)

از شانس بدشون تهیونگو جیمین سر میرسن و اونا رو در حال بوسیدن میبینن
دیدگاه ها (۰)

دشمنان خونی part4ته:وات فا*کجیمین:شتسولا که لباش سرخ شده ب...

بمیرم براشوننننن

دشمنان خونی😅part2تهیونگ:چی میگینمعلم:پسرم بیا خودتو تو اینه ...

پارهههه حقیقته واقعا

[صبح روز بعد...]نور آفتاب از لای پرده‌ها افتاده بود روی صورت...

[ادامه...]صبح روز بعد...بوی نون تست کل خونه رو پر کرده بود.ت...

[ادامه...]شب...ساعت حدود دوازده.کل خونه خاموش بود.کوک و تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط