{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلـــــم برای خانه ی مادربزرگ تنگ شده

دلـــــم برای خانه ی مادربزرگ تنگ شده
برای سفره ی شلوغمان😍

کـــــــــه دست دراز میکردم
و به آخرش نمی رسید

و یــــــخچال مهربانی😋
که هر چه درش را باز می کردم
و هـــــــندوانه می خوردم🍉
کسی را خبر نمیکرد😊✌❤
هــــــی یادش بــــــخیر
دیدگاه ها (۴)

وقتی گرسنه ای یه لقمه نون خوشبختیهوقتی تشنه ای یه قطره آب خو...

بعداً؟! بعدا وجود نداره...بعدا چایی سرد میشهبعدا پیر میشیم🌼ز...

🍃گاهی وقتها آدم از اوقات خوب زندگی بی خبر است! تا اینکه... ه...

اگر میدونستید ۹۰درصدِ آدمای دورتون از خوشحالی و موفقیتتون خو...

‏🦊[۱۷:۵۰ ~ ۱۷:۵6 به وقت کره]بنگ های ㅎㅎㅎچیکار می‌کنی؟ ㅎㅎㅎمن ا...

دلم تابستان می‌خواهدتابستان واقعی، بدون درد، بدون این همه دل...

برادرناتنیفصل سوم part 4ات: برگشتم خونه ی دوش گرفتم و لباس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط