{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته شده ام میخواهم در اغوشت بگیرم...

خسته شده ام میخواهم در اغوشت بگیرم...

خسته شدم بس که از سرما لرزیدم

بس که این راه ترس اور زندگی را هراسان پیمودم

زخم پاهایم به من میخندد

خسته شدم بس که تنها دویدم......

اشک گونه هایم را پاک کن

وبر پیشانیم بوسه بزن.....

میخواهم باتو گریه کنم....

خسته شدم بس که تنها گریه کردم
دیدگاه ها (۴)

Part ²⁴کوک ویواز چشمم دور نموند یعنی چی گفت که ات حالش انقدر...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وپنجم: جای خالیِ کنارم---صبح.چشمانم ر...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۶" در آغوش رویای آبی ات "...

part : 49chapter : 2روی صندلی نشستم+ هی کورال^^ عه چند بار ب...

خانوم مدیرعاملپارت ۱۸ | حرفی که بالاخره گفته شدصبح روز بعد، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط