رمان منم میخوام ومپایر بشم

رمان: منم میخوام ومپایر بشم

Part: 5

%:خب حالا بیا صبحونه بخور بعد

بریم خرید که فردا شب میخوام

ببرمت جاییییی😆😆😆

+:کجا ؟(باحالت مرموز و کنجکاو)

%:خب میفهمی🤭

+:با بورا رفتیم صبحونه خوریدم

حاضر شدیم و رفتیم برای خرید

همه چی عادی بود تا وقتی که بورا

رفت سراغ لباس های تنگ و باز ....

+:بورا اینا چیه تو برمیداری

همشون خیلی بازن😡

%:اشکالی نداره بابا 🤭

+:بورا خریداشو کرد و چندتا لباس

برداشت برای منم رفتم بزای

امشب یه لباس خوب برداشتم بعد

از اون طرف هم رفتیم سینما و

کلی خوش گذشت و خلاصه بورا

رو رسوندم خونه و خودم رفتم

شهر بازی....

+: رفتم که دیدم پسره اونجا

وایستاده

-:سلام (با تعجب )

+:چیه چرا تعجب کردی (سرد)

-: اگه دیگه سرد حرف نزنی تعجب

نمیکنم حالا بیخیالش بیا بریم که

کلی بلیط برات گرفتم

+:من برای خوش گذرونی نیومدم یادت باشه(سرد)
{نویسنده: bts-kookiiii}
اداکه داردــــــــ
بچه ها فیک رو خودم نوشتم و مطمعن باشید که کپی نیست بیبی ها باییییییی
دیدگاه ها (۰)

سلام بچه ها اگه لایک هاتون به ۳۰برسه و دنبال کنندگان ۲۰۰تا ب...

بچه ها لایک و کامنتاتون خیلی کمه ها

سلام ببخشید چند وقته نیستم ولی برگشتم با کلی رمان

رمان: منم میخوام ومپایر بشمPart:4+:اممم خب من دیگه باید برم ...

فیک کوک دختر کوچولوی من پارت ۳۷

بیب من برمیگردمپارت : 75همه فروشگاه هارو زیر نظر داشتم که چش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط