{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غصه هایت را در زلال ترین رود بهار بشوی و از قله های

غصه هایت را در زلال ترین رود بهار بشوی و از قله های
دست نیافتنی عشق بالا برو!
وقتی به جبرییل رسیدی،بر بالهایش بنویس:دوباره
می توان آغاز شد .
دوباره می توان تازه شد ، دوباره می توان دیگران را دوست
داشت ، دوباره می توان همراه صنوبرها سبز شد
و آنقدر ترانه خواند که جهان مثل یک موسیقی زیبا
جریان پیدا کند.
دیدگاه ها (۳)

به پایان بهار هم رسیدیم تابستانت به خیر دوست من نداشته هایت ...

اینک زمان شکفتن است؛ با بال هایی که تمام وسعت آسمان را به بن...

دوست داشتن مراتب دارد.یک | مثلا پله اولش این است که ببینی‌اش...

دوست داشتن مراتب دارد.یک | مثلا پله اولش این است که ببینی‌اش...

امشب تو بنویس، من میخوانم... امشب تو مسافر باش، من میمانم......

آغاز تمام سمفونی ها درنگاه تو بسته میشوند...آن زمان کــه به...

آغاز تمام سمفونی ها درنگاه تو بسته میشوند... آن زمان کــ...

به هیچ چیز زیاد توجه نکن عزیزِ من☘️ دست هایت را بگذار داخلِ ...

آغاز تمام سمفونی ها درنگاه تو بسته میشوند... آن زمان کــه...

°○🤍🌿✨️○°اوه کلویی میبینی . . .؟!انگار جانوران و گیاهان با طب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط