غصه هایت را در زلال ترین رود بهار بشوی و از قله های
غصه هایت را در زلال ترین رود بهار بشوی و از قله های
دست نیافتنی عشق بالا برو!
وقتی به جبرییل رسیدی،بر بالهایش بنویس:دوباره
می توان آغاز شد .
دوباره می توان تازه شد ، دوباره می توان دیگران را دوست
داشت ، دوباره می توان همراه صنوبرها سبز شد
و آنقدر ترانه خواند که جهان مثل یک موسیقی زیبا
جریان پیدا کند.
دست نیافتنی عشق بالا برو!
وقتی به جبرییل رسیدی،بر بالهایش بنویس:دوباره
می توان آغاز شد .
دوباره می توان تازه شد ، دوباره می توان دیگران را دوست
داشت ، دوباره می توان همراه صنوبرها سبز شد
و آنقدر ترانه خواند که جهان مثل یک موسیقی زیبا
جریان پیدا کند.
- ۹۵۴
- ۱۷ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط