{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقت آن شد که دلم را بِگُذارم بروم

وقت آن شد که دلم را بِگُذارم بروم
با تو او را تک و تنها بگذارم بروم

به کجا می‌شود از معرکه‌ی عشق گریخت؟
گیرم امروز از اینجا بگذارم بروم

سرنوشت منِ مجنون هم از اول این بود
سرِ دیوانه به صحرا بگذارم بروم

با عبورِ قلم و لرزش دستم چه کنم؟
فرض کن روی دلم پا بگذارم بروم

از تمنای لبت با عطشی آمده‌ام
قایقم را لب دریا بگذارم بروم

سال‌ها گوشه‌ی چشم تو بلاتکلیفم
یا بفرما نظری، یا بگذارم بروم!

من تو را با خودِ زیبای تو در آینه‌ات
بهتر آن است که تنها بگذارم بروم

همه‌ی سهم من از عشق همین شد که گلی
گوشه‌ی خاطره‌ات جا بگذارم بروم...

#قاسم_صرافان

#ستایش_قلب_سربی
دیدگاه ها (۰)

عاشقتم ..وقتی اینو گفت ،دیگه بقیه حرفاشو نشنیدم !کاش زندگیهم...

عشـــق یعنی تپش قلبـــیکہ فرسنگ ها دوربرایت بی بهانہ آهنگ زن...

هیچ وقت، اگه تو رو با کس دیگه ببینم حسودی نمیکنم…!آخه مامانم...

اگر از کوچه ی "مهتاب" گذر کردی بازگذر عمر مرا خوب ببینکه هنو...

«سجاده‌ای که خالی ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

⁨گاهی آدم کسی را از دست نمی‌دهد؛خودش رالابه‌لای دوست‌داشتنی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط