{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعله ی آتش عشقم منگر بر رخ زردم

شعله ی آتش عشقم منگر بر رخ زردم
همه اشکم همه آهم همه سوزم همه دردم
چون سبویی که شکسته ست و رخ چشمه نبیند
کو امیدی که دگرباره همآغوش تو گردم؟
لاله ی صبح بهارم که درین دامن صحرا
آتش داغ گلی شعله کشد از دم سردم
کس ندانست که چون زخم جگر سوز نهانی
سوختم سوختم از حسرت و لب باز نکردم
جلوه ی صبح جوانی به همه عمر ندیدم
با خزان زاده ام آری گل زردم گل زردم
دیدگاه ها (۱)

در آن میانه باید دانست که تشبیه عاشق به پروانه بیراه نیست. ب...

ی ساربان! ای ساربان! محمل نگهدارآمد به منزل کاروان، منزل نگه...

ای ساربان! ای ساربان! محمل نگهدار آمد به منزل کاروان، منزل ن...

بتا تا زار چون تو دلبرستمبتن عود و بسینه مجمرستماگر جز مهر ت...

۷۵۸دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد رخ فرسوده زردم غم صفرا...

سود گرت هست گرانی مکن خیره سری با دل و جانی مکنآن گل صحرا به...

آن غنچه که پژمرد شکوفا شدنی نیستآن سینه که بشکست مداوا شدنی ...

سود گرت هست گرانی مکن خیره سری با دل و جانی مکنآن گل صحرا به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط