{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آتشی در دلم انداخته چشمت که مپرس

آتشی در دلم انداخته چشمت که مپرس
پیش من حرفی از آن خانه برانداز مگو

🌻 روی زیبای تو کافی‌ست به شوراندن ِ من
رحم کن با دلم و این‌ همه با ناز مگو
دیدگاه ها (۱)

من ارگِ بم و خشت به خشتم متلاشی‏تو نقشِ جهان، هر وجبت ترمه و...

چه حاجت استبه این شیوه دلبری از من؟تو را کهاز همه ی جنبه هاس...

من ماهی‌اماما به سرم شور نهنگ است ...این برکه‌یبی‌حوصله اندا...

مباش در پی کتمان ، که این گناه تو نیستکه عشق می‌رسد از راه و...

خالِ سیاهِ گوشه‌ی چشمت چه می‌کند با دل که بی‌قرارِ تماشای تو...

تقدیم به همه دنیام:🫀🫂تير مژگانت دلم را خسته كرد             ...

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

می گویند بعضی آتشها برای گرم کردن دست ها نیستند؛ برای روشن ن...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

تو را می‌خواهم،نه برای امروز و فردا؛تو را می‌خواهم برای تمام...

[ #وطنِ ] من آغوشِ توست... من از تمامِ این شهر فقط دلم برا...

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین ...

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط