『روانی عاشق』
『روانی عاشق』
𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟓𝟎
~وای نه شما کجا بودین
سه ساعت داشتیم دنبالتون میگشتیم
¢جین حرص نخور الان پیدا شدن
~باشه
:/بچه چطوره کوک؟
+عامم خوبه خداروشکر
:/خداروشکر
^پدرش منم بایدم خوب باشه«لحن مغرور»
~چی
:/زده به سرت تهیونگ
=عامم تهیونگ این بچه ی لایلا و کوکه
^خو چیه کوک تنهایی که نمیتونه بچه رو بزرگ کنه پس من میشم پدر بچه
*تهیونگ هردوتون پسرین
^اشکال نداره
*. . .
~اخه من از دست شما چیکار کنمم
+ ببخشید هیونگ
~هوففف
نامجون از پشت جین رو بغل کرد..
¢گفتم حرص نخور موش کوچولو
~ن..ن..نامجون
¢هیشش
^بیا این دوتا هم پسرن
_یعنی تنها کسی که اینجا گی نیست جیمینه
*اره ولی همشون الان گی شدن خیرسرشون
:/«خنده»
=از دست شماها
~حالا که میگی میخوای پدربچه بشی میخوای اسمشو چی بزاری؟؟
^عامم اگه دختر باشه یونا
اگه هم پسر باشه جیهو
+ «لپاش سرخ شد»
_کوک چرا لپات سرخ شد
+ ا..ا..اخه تهیونگ جوری میگه که انگار...من زاییدمش«خجالت»
همه زدن زیر خنده
&چه خبره
همه احترام گذاشتن و خم شدن
^سلام رییس کیم
&سلام
چیزی شده میخندین؟
^عامم رییس من میخوام پدر بچه ی کوک بشم ولی بچه ها میگن نه
&. . .
^رییس
&تهیونگ حالت خوبه
*بیا رییس کیم هم از حرف تو شوکه شد
&کوک خودت مشکلی نداری؟
+ عامم...نه«خجالت»
_پشمام
^اره«ذوق»
...
مدیر هتل...
... :عامم ببخشید لطفا برید توی اتاق هاتون الان غذاهارو میارن
&چشم
... :ممنون
...
همه رفتن توی اتاق هاشون...
گوشی جیمین زنگ خورد..
*الو..
..
ادامه دارد..
𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟓𝟎
~وای نه شما کجا بودین
سه ساعت داشتیم دنبالتون میگشتیم
¢جین حرص نخور الان پیدا شدن
~باشه
:/بچه چطوره کوک؟
+عامم خوبه خداروشکر
:/خداروشکر
^پدرش منم بایدم خوب باشه«لحن مغرور»
~چی
:/زده به سرت تهیونگ
=عامم تهیونگ این بچه ی لایلا و کوکه
^خو چیه کوک تنهایی که نمیتونه بچه رو بزرگ کنه پس من میشم پدر بچه
*تهیونگ هردوتون پسرین
^اشکال نداره
*. . .
~اخه من از دست شما چیکار کنمم
+ ببخشید هیونگ
~هوففف
نامجون از پشت جین رو بغل کرد..
¢گفتم حرص نخور موش کوچولو
~ن..ن..نامجون
¢هیشش
^بیا این دوتا هم پسرن
_یعنی تنها کسی که اینجا گی نیست جیمینه
*اره ولی همشون الان گی شدن خیرسرشون
:/«خنده»
=از دست شماها
~حالا که میگی میخوای پدربچه بشی میخوای اسمشو چی بزاری؟؟
^عامم اگه دختر باشه یونا
اگه هم پسر باشه جیهو
+ «لپاش سرخ شد»
_کوک چرا لپات سرخ شد
+ ا..ا..اخه تهیونگ جوری میگه که انگار...من زاییدمش«خجالت»
همه زدن زیر خنده
&چه خبره
همه احترام گذاشتن و خم شدن
^سلام رییس کیم
&سلام
چیزی شده میخندین؟
^عامم رییس من میخوام پدر بچه ی کوک بشم ولی بچه ها میگن نه
&. . .
^رییس
&تهیونگ حالت خوبه
*بیا رییس کیم هم از حرف تو شوکه شد
&کوک خودت مشکلی نداری؟
+ عامم...نه«خجالت»
_پشمام
^اره«ذوق»
...
مدیر هتل...
... :عامم ببخشید لطفا برید توی اتاق هاتون الان غذاهارو میارن
&چشم
... :ممنون
...
همه رفتن توی اتاق هاشون...
گوشی جیمین زنگ خورد..
*الو..
..
ادامه دارد..
- ۵.۳k
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط