{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

『روانی عاشق』

『روانی عاشق』
𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟓𝟐
اونا رسیدن سئول..
اول رفتن بیمارستان تا ببینن سوفیا چطوره...
...
ویو بیمارستان...
نویسنده::جیمین از پرستار شماره ی اتاق سوفیا رو پرسید...
اونا رفتن توی اتاق سوفیا..
سوفیا از کما بیرون اومده بود..
*م..مامان
سوفیا::ج..جیمین م..میا شما...
میا کنار سوفیا نشست و دست های سوفیا رو گرفت
_سوفیا چرا مراقب خودت نبودی
سوفیا::مهم نیست عزیزم
*چرا مهم نیست مامان ها بهت گفتم مراقب باش
سوفیا::عاا اعصبانی نشو پسرم حالم خوبه بقیتون کجان؟
*عامم ما قرار بود پنج ماه اونجا بمونیم
سوفیا::چی پنج ماه،چرا مگه اتفاقی افتاده
*عامم خب مامان، داستانش خیلی طولانیه
سوفیا::مگه چیکار کردینن
کاری دست خودتون ندادین که
_نه سوفیا راستش دوست دختر جونگکوک حالمه بوده
سوفیا::چ..چی
_چجوری توضیح بدم اخه...
*خیلی چیزه
سوفیا::بگید دیگه نصف جونم کردین
میا کل قضیه رو برا سوفیا تعریف کرد...
سوفیا::ی..یعنی چی شوهرش کشتش
*عامم
سوفیا::الان بچه توی دستگاهه
_اره
سوفیا::وای
سوفیا::خب چرا الان اینجایین؟؟؟
*خب توی کما بودی میخواستی نیایم ولت کنیم
سوفیا::من حالم خوب بود پسرم
_سوفیا،اگه حالت خوب هم بود ما باید میامدیم تو برای جیمین خیلی زحمت کشیدی حتی من«لبخند»
...
سوفیا بغض کرد و میا رو بغل کرد....
...
نیم ساعت بعد..
میا و جیمین نیم ساعتی کنار سوفیا بودن..
سوفیا یاد وسایل اتاق میا افتاد
سوفیا::اها میخوای وسایل اتاق میا رو چیکار کنی جیمین
*اوه اصلا یادم رفت
_معلوم نیست چقد خاکی شده
سوفیا::برید اتاقو بچینید من حالم خوبه
_عاام
*باش
پاشو بریم میا
_اکی
مراقب خودت باش سوفیا..
سوفیا::چشم
خوشگل پچینیناا
*چشم...
میا و جیمین چمدونشونو برداشتن و رفتن خونه...
ویو خونه::
عاا سوفیا با حال بدش بازم اینجارو تمیز کرده
*اره
حالا بدو بریم اتاقتو بچینیم..
_باش..
میا و جیمین رفتن توی اتاق و_.
...
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

سلااااممممخوب امید وارم از پارت جدید خوشتون بیاد 😂و اینکه از...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟓𝟏*الو.. ... *عامم بله خودمم اتفاقی افتاده ...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟓𝟎~وای نه شما کجا بودین سه ساعت داشتیم دنبا...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟒𝟎جیمین گوشیشو برداشت و دید که سوفیا بهش زن...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟏𝟒_این همه برامون کار کردی الانم باید جبران...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط