.𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸
.𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸
من°تو°و°یک°نه
.🪄
.🔮
.🪄
پارت ۲۶:
آت داشت از کتابخونه بیرون میومد که یهو شوگا رو دید که با یه کت مشکی، تکیه داده به دیوار و داره سیگار میکشه. چشماش به آت افتاد، ولی هیچ واکنشی نشون نداد، فقط یه نگاه کوتاه و برگشت به موبایلش.
آت نفسش حبس شد. شوگا؟ اینجام؟
ولی شوگا وانمود کرد که نمیشناسدش. آت هم سریع رفت، ولی توی دلهاش یه عالمه سوال پیچیده بود. چرا اومده؟ چرا بهم نگفته؟
جیمین که از پشت سر اومد، گفت: «آت، چی شد؟ رنگت پرید.»
آت با خونسردی گفت: «هیچی، فکر کردم کسی رو دیدم. بیا بریم.»
ولی جیمین یه نگاه به شوگا انداخت و با خودش گفت: «این کیه که آت اینجوری بهش نگاه کرد؟»
من°تو°و°یک°نه
.🪄
.🔮
.🪄
پارت ۲۶:
آت داشت از کتابخونه بیرون میومد که یهو شوگا رو دید که با یه کت مشکی، تکیه داده به دیوار و داره سیگار میکشه. چشماش به آت افتاد، ولی هیچ واکنشی نشون نداد، فقط یه نگاه کوتاه و برگشت به موبایلش.
آت نفسش حبس شد. شوگا؟ اینجام؟
ولی شوگا وانمود کرد که نمیشناسدش. آت هم سریع رفت، ولی توی دلهاش یه عالمه سوال پیچیده بود. چرا اومده؟ چرا بهم نگفته؟
جیمین که از پشت سر اومد، گفت: «آت، چی شد؟ رنگت پرید.»
آت با خونسردی گفت: «هیچی، فکر کردم کسی رو دیدم. بیا بریم.»
ولی جیمین یه نگاه به شوگا انداخت و با خودش گفت: «این کیه که آت اینجوری بهش نگاه کرد؟»
- ۱.۲k
- ۰۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط