{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏شب سعی میکنم تمام غم و بدبختی ها رو از پنجره ذهنم پرت کن

‏شب سعی میکنم تمام غم و بدبختی ها رو از پنجره ذهنم پرت کنم پایین و با این امید که دیگه قرار نیست برگردن میخوابم. اما روز بعدش اولین چیزی که باهاش رو به رو میشم همون چیزی هست که فکر میکردم شب قبل از دستشون راحت شدم. ولی اینبار درد سقوط و زمین خوردن هم بهشون اضافه شده ن تنها بهتر نشده بلکه بدترم شده.
❄۱۴۰۱.۱۰.۲۹❄
🌙۰۰:۰۲🌙
دیدگاه ها (۲)

بیشتر از همیشه دلم میخواست توی بغلت گریه کنم و بگم که از این...

من پيوسته از تو گريخته‌ام به اتاقم، کتاب‌هايم، دوستان ديوانه...

روحِ عزیزم!خیلی دوست دارم بدانم آن صحنه‌ یا اتفاق مهمی که به...

حق با فروغ بود:«چه می‌شود کرد؟مگر می‌شود دنیا را پاره کردو ا...

which one part 12اما حیف که دور بودن کاریش هم نمیشد کرداما و...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟓𝟔واقعا میخواستم بگیرم پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط