بیشتر از همیشه دلم میخواست توی بغلت گریه کنم و بگم که از

بیشتر از همیشه دلم میخواست توی بغلت گریه کنم و بگم که از این وضعیت مزخرف خسته‌ام، اما چون میدونستم قرار نیست هیچوقت اشکامو پاک کنی و منو مطمئن کنی از بودنت، خندیدم و گفتم ناراحت نیستم.
دیدگاه ها (۴)

من پيوسته از تو گريخته‌ام به اتاقم، کتاب‌هايم، دوستان ديوانه...

نمی‌دانم در کدام نقطه از زندگی‌ام هستم که دل و دماغ و حوصله‌...

‏شب سعی میکنم تمام غم و بدبختی ها رو از پنجره ذهنم پرت کنم پ...

روحِ عزیزم!خیلی دوست دارم بدانم آن صحنه‌ یا اتفاق مهمی که به...

سناریو پارت ۲۲وقتی فکر میکردن مر*دی ولی بعد چند سال پیدات می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط