{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشـــــب هرچی زنـــــگ زدم گوشیــــتو جواب ندادی...

امشـــــب هرچی زنـــــگ زدم گوشیــــتو جواب ندادی...
میخواســــتم بگـــــم میخواستـــــم بگــــم ،
یــــــادته اون روزا که تازه آشــــنا شده بودیم بغلــــت کردم...
درگوشِـــــت گفتـــــم
من زود وابســــته میشم اگه یه روزی خـــــدای نــکرده. . .
حــــرفــــمو قــــط کـــردی و دســــت کشیــــدی رو ابــــروهام گفــــتی تا تهــــــش هســــتم تــــــهِ تهــــش. . .
بعد دوتایی باهم خندیدیم!
یادته گفتم یکی قبل تو تو زندگیم بود که همه چیزمو خراب کردو رفت!!!
بازم حرفمو قط کردی با اون چشمایِ درشتو نازت بهم چشم غُره رفتی گفتی
اه اه اه بدم میاد همش حرف از جدایی همش حرف از رفتن چیه شیطون چشت یکی دیگرو گرفته ها!؟!؟!
بعدش خندیدی ولی میخواستم بگم دیگه طاقت ندارم تورو از دست بدم بری میزنم...
قیدِ همچیرو میزنم...
آخ دیگه دستم توانِ نوشتن نداره...
فقط یه سوال: گفتی تا تهــــش هستم
من الان تَهِ تَهَم تو کجــــایــــی...!!!!
دیدگاه ها (۶)

یون: آره جذابی تو کی هستیلولا: اممم خببب خواهر ناتنی ته هستم...

#silence_after_you#Part3با نشستن هواپیما چمدونم رو برمیدارم ...

╔═══.·:·.💗.·:·.═══╗پارت ۳۸🌙 ویو آتلیام: آت، راستششش...آت: را...

جونگ کوکا واقعا ۲۹ سالت شد ؟ تو هنوز برای آرمی ها و اعضا همو...

عشق پنهان در جادویی تاریک پارت ۲پرتش کردم سمت هیولا و رفتم س...

پارت۴۶

which onepart 14ویو بعد از سالن ناخنبعد از درست کردن ناخن ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط