حالم دگر است حوصله و تاب ندارم
حالم دگر است حوصله و تاب ندارم
یک لحظه تحمل که ز اصحاب ندارم
منت نکشم از کسی و خیره سرم من
وابسته به خود هستم و ارباب ندارم
در پرده نهان گشته شدی دلبر طناز
ای ماه برون آی , که مهتاب ندارم
آن ابر سما آمد و خورشید نهان کرد
روزم که سیه گشته و آفتاب ندارم
بگشای تو آغوش و مرا در بر خود گیر
جز گرمی آغوش تو من خواب ندارم
یک لحظه تحمل که ز اصحاب ندارم
منت نکشم از کسی و خیره سرم من
وابسته به خود هستم و ارباب ندارم
در پرده نهان گشته شدی دلبر طناز
ای ماه برون آی , که مهتاب ندارم
آن ابر سما آمد و خورشید نهان کرد
روزم که سیه گشته و آفتاب ندارم
بگشای تو آغوش و مرا در بر خود گیر
جز گرمی آغوش تو من خواب ندارم
- ۶۹۲
- ۱۳ خرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط