پیچک

‍یچَک‍ـ🌱
مرا شبیه درخت همیشه بهار آفریده‌اند ،
که شب‌ها و زمستان‌های سردی پشت سر گذاشته ،
هر شب میان زمستانِ درد ، خشکیده
و هر صبح ، در بهارِ امید ، جوانه زده .
که به او تبر می زنند و جای زخم هایش ، جوانه می زند ، که شاخه هایش را می بُرند و جای هر شاخه ، هزار شاخه بیرون میزند ! *-^🍃
______________________
#هرچه‌تبر‌زدندزخم‌نشد‌جوانه‌شد‌..!🌱
دیدگاه ها (۳۱)

‹‹ سحر دولتشاهی تو سریال میخواهم زنده بمانم یه دیالوگی خطاب ...

‹ قرار بر این بود یکی از گلایِ باغچهٔ خونشون بشم !اما اونا آ...

_یک‌بارهم‌وقتےخیلی‌ازدستش‌عصبانےوناراحت‌شده‌‌بودم‌هرچےڪه‌بغض...

_همۅنطور‌ڪ‌هیچۅقت‌نمیشہ‌با‌یہ‌ِآدم‌منطقۍدرباره‌ی‌عشق‌صحبت‌ڪر...

شب یلدا

چپتر ۵ _ نقشهاوایل دانشگاه، لیندا خودش را مثل یک سایه نگه می...

بررسی شعر «ونگوک» از (تس) (بخش نخست) ................شعر با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط