{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⛓️بد بوی 🔮 پارت 39

⛓️بد بوی 🔮 پارت 39
مین جه رو دیدی اره خوشکله اما اون یه هرزست و لیا خیلی خوشگلتر از اونه و تا الان یه پسرو حتی نبوسیده پس الان خفه شو همونجوری که تو با مین جه هستی لیا هم با هرکی بخواد قرار میزاره
کوک:غلط کردم خوبه غلط کردم الان راضی شدی
تهونگ :برو اینو به لیا بگو ببین چی بهت میگه
📳گوشی ته
تهونگ :الا، چیزی شده چرا نفس نفس میزنی
الا:تهونگ ا ت رو بردیم بیمارستان
تهونگ :چی الان حالش خوبه چش شده مشکلش چیه چرا بیمارستان
جیمین نگران بلند میشه (بچه ها جیمین و کوک فقط حرفای تهونگ رو میشنون)
الا:نمیدونم نمیدونم چش شده بیهوش شد ما هم اوردیمش بیمارستان
تهونگ :باشه الان میام
الا:نه یعنی دکتر الان گفت فشارش افتاده مشکلی نیست فقط تو به استاد بگو
تهونگ :چی بگم؟ بگم یکیشون فشارش افتاده همشون رفتن بیمارستان
الا:عزیزم خودت یه بهونه بیار
گوشی قطع شد
جیمین :چیشده کی فشارش افتاده
تهونگ :ا ت اما الان حالش خوبه
جیمین :هوفففف
تهونگ :بیاین بریم کلاس
جیمین :بریم
ا ت ویو&
چشمام رو که باز کردم توی اتاق با وسایل سفید بودم فهمیدم بیمارستانم سرم توی دستم بود بعد دکتر اومد
دکتر:
🔮
دیدگاه ها (۲۰)

⛓️بد بوی 🔮 پارت 40دکتر :تبریک میگم شما حامله هستین، دوستاتون...

⛓️بد بوی 🔮 پارت 41هر کی رفت خونه خودشونفردا نامزدی الا و تهو...

⛓️بد بوی 🔮 پارت 38این پسره اریک ا ت رو بغل کرده داره میبره ه...

⛓️بد بوی 🔮 پارت 37الان میفهمم چقدر برای لیا سخته اون زودتر ا...

part۴۱به سمت اتاق ا/ت رفتم درو زدم ولی جواب نداد یبار دیگه ز...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟣

ولی متاسفانه ا/ت کار خودش رو کرده بودجیمین سریع ا/ت رو با دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط