{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادگاری از عشق

یادگاری از عشق

+التماس رو بزار وقتی زیرم داری جون میدی...بهتره همکاری کنی وگرنه جنازه مامانتو میارم برات

حتی بخاطر مامانم هم شده باید همکاری کنم

_اوکیه

(🌚🔪بیاین کامنت ها دعا بخونیم)


"ادامه"

بلند شد و روی تخت رو نگاهی انداخت

+نه خوشم اومد(پوزخند)باکره بودی

_پس فکر کردی مثل دخترای بیرون هرزم

+دهنتو ببند...حالا هم لباستو بپوش برو

لعنتی!کثافت!

من دلم درد میکنه تو میگی برو

پاشدم و نگاهی به لباسام کردم

+(پوزخند)بیا یه لباس بهت بدم

یه لباس بهم داد که پوشیدم و رفتم

لنگ لنگ میرفتم و آرزوی مردن میکردم

_خدایا یه ماشین بهم بزنه من بمیرم

یهو دیدم یه ماشین با سرعت جلوم پارک کرد

وایسا...

ای...این ماشین جیهوپه

هوبی از ماشین پیاده شد و با دیدنم اخمی کرد

=این وقت شب چرا بیرونی؟چرا لباسات مردونس

_هق هق هوبی من چیکار کنم(گریه)

=چیشده؟بیا بریم تو ماشین

براید استایل بغلم کرد و برد توی ماشین گذاشت

=خب توضیح بده

_هق توی کاباره بودم هق...

=خب...

_بعدش جئون جونگکوک بزرگترین مافیا جهان اومد جلوم هق...

=خب...

_گفت اگه یه شب باهام باشی بهت پول عمل مامانتو میدم ولی...

=ولی چی؟

_ولی من قبول نکردم و اون گفت به روش خودم عمل میکنم و بیهوشم کرد و هقققق هوبیی

=خب ادامه چیشد(داد)

_به من هق بهم هق تجا هق وز کرد هق

=ا.ت درست صحبت کن ببینم چی میگی

_به من تجاوز کرد هق

=(تعجب)

_تو هم منو ول میکنی میری هق

=م...من این کارو نمیکنم باشه؟فقط آروم باش

_هق هق باشه هق

جیهوپ منو برد دم در خونه رسوند و...
دیدگاه ها (۹۹)

یادگاری از عشقp³"ویو شب"رفتیم بار که دیدیم طبق معمول روی صحن...

هم منو هم اونو تو ذهنش جر داد:🌚🤣

همیشگی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط