یادگاری از عشق
یادگاری از عشق
p³
+التماس رو بزار وقتی زیرم داری جون میدی...بهتره همکاری کنی وگرنه جنازه مامانتو میارم برات
حتی بخاطر مامانم هم شده باید همکاری کنم
_اوکیه
(🌚🔪بیاین کامنت ها دعا بخونیم)
"ادامه"
بلند شد و روی تخت رو نگاهی انداخت
+نه خوشم اومد(پوزخند)باکره بودی
_پس فکر کردی مثل دخترای بیرون هرزم
+دهنتو ببند...حالا هم لباستو بپوش برو
لعنتی!کثافت!
من دلم درد میکنه تو میگی برو
پاشدم و نگاهی به لباسام کردم
+(پوزخند)بیا یه لباس بهت بدم
یه لباس بهم داد که پوشیدم و رفتم
لنگ لنگ میرفتم و آرزوی مردن میکردم
_خدایا یه ماشین بهم بزنه من بمیرم
یهو دیدم یه ماشین با سرعت جلوم پارک کرد
وایسا...
ای...این ماشین جیهوپه
هوبی از ماشین پیاده شد و با دیدنم اخمی کرد
=این وقت شب چرا بیرونی؟چرا لباسات مردونس
_هق هق هوبی من چیکار کنم(گریه)
=چیشده؟بیا بریم تو ماشین
براید استایل بغلم کرد و برد توی ماشین گذاشت
=خب توضیح بده
_هق توی کاباره بودم هق...
=خب...
_بعدش جئون جونگکوک بزرگترین مافیا جهان اومد جلوم هق...
=خب...
_گفت اگه یه شب باهام باشی بهت پول عمل مامانتو میدم ولی...
=ولی چی؟
_ولی من قبول نکردم و اون گفت به روش خودم عمل میکنم و بیهوشم کرد و هقققق هوبیی
=خب ادامه چیشد(داد)
_به من هق بهم هق تجا هق وز کرد هق
=ا.ت درست صحبت کن ببینم چی میگی
_به من تجاوز کرد هق
=(تعجب)
_تو هم منو ول میکنی میری هق
=م...من این کارو نمیکنم باشه؟فقط آروم باش
_هق هق باشه هق
جیهوپ منو برد دم در خونه رسوند و...
p³
+التماس رو بزار وقتی زیرم داری جون میدی...بهتره همکاری کنی وگرنه جنازه مامانتو میارم برات
حتی بخاطر مامانم هم شده باید همکاری کنم
_اوکیه
(🌚🔪بیاین کامنت ها دعا بخونیم)
"ادامه"
بلند شد و روی تخت رو نگاهی انداخت
+نه خوشم اومد(پوزخند)باکره بودی
_پس فکر کردی مثل دخترای بیرون هرزم
+دهنتو ببند...حالا هم لباستو بپوش برو
لعنتی!کثافت!
من دلم درد میکنه تو میگی برو
پاشدم و نگاهی به لباسام کردم
+(پوزخند)بیا یه لباس بهت بدم
یه لباس بهم داد که پوشیدم و رفتم
لنگ لنگ میرفتم و آرزوی مردن میکردم
_خدایا یه ماشین بهم بزنه من بمیرم
یهو دیدم یه ماشین با سرعت جلوم پارک کرد
وایسا...
ای...این ماشین جیهوپه
هوبی از ماشین پیاده شد و با دیدنم اخمی کرد
=این وقت شب چرا بیرونی؟چرا لباسات مردونس
_هق هق هوبی من چیکار کنم(گریه)
=چیشده؟بیا بریم تو ماشین
براید استایل بغلم کرد و برد توی ماشین گذاشت
=خب توضیح بده
_هق توی کاباره بودم هق...
=خب...
_بعدش جئون جونگکوک بزرگترین مافیا جهان اومد جلوم هق...
=خب...
_گفت اگه یه شب باهام باشی بهت پول عمل مامانتو میدم ولی...
=ولی چی؟
_ولی من قبول نکردم و اون گفت به روش خودم عمل میکنم و بیهوشم کرد و هقققق هوبیی
=خب ادامه چیشد(داد)
_به من هق بهم هق تجا هق وز کرد هق
=ا.ت درست صحبت کن ببینم چی میگی
_به من تجاوز کرد هق
=(تعجب)
_تو هم منو ول میکنی میری هق
=م...من این کارو نمیکنم باشه؟فقط آروم باش
_هق هق باشه هق
جیهوپ منو برد دم در خونه رسوند و...
- ۹.۹k
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط