{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادگاری از عشق

یادگاری از عشق
p⁵
"ویو ا.ت"

خیلی استرس دارم چند دقیقه دیگه عمل مامانمه

امیدوارم اتفاقی براش نی افته

_مامان(بغض)

*نگران نباش...

_امیدوارم مثل قبل خوب بشی پیش هم باشیم منم با هوبی ازدواج کنم نوه ها...

*دیگه پرو نشو

_(خنده)

دکتر:خانم لی هیونا

*من دیگه باید برم

_مامان دوست دارم:)

*منم دوست دارم

مامانم رفت داخل اتاق عمل که دستی رو شونم حس کردم

برگشتم دیدم هوبی اومده

بغلش کردم

=مامان رفت تو

_آره(بغض)

=نگران نباش اتفاقی نمی افته

_امیدوارم

"ویو ۳ ساعت بعد"

_چرا بیرون نمیان

=نگران نباش شاید طول کشیده باشه

_حتما

دکتر اومد بیرون که با هوبی رفتیم پیشش

_چیشد دکتر

دکتر:هرکاری از دستمون اومد انجام دادیم،تسلیت میگم

با حرفش انگار یه سطل آب یخ روم ریختن

پاهام سست شد و افتادم روی زمین و اشکام بی وقته میریخت

_هق هق

=ا.ت

_هق هق مامان هق

دکتر:لطفا کار های ترخیص رو انجام بدید برای تحویل مرده هم بیاد

_مامانم نمرده هنوزم اینجاس

دکتر:درکتون میکنم

_هق هق نه اینجاس

=ا.ت عزیزم

_هق هق

براید استایل بغلم کرد و برد توی ماشین و بردم خونه خودش
دیدگاه ها (۹۸)

بچه ها امروز میخوام خودمو نشون بدم🤭منتظر باشین🎀🌚

اینم از خودممممم(مالک)🌚🎀

یادگاری از عشقp⁴درو باز کردم که با چهره نگران مامانم رو برو ...

یادگاری از عشقp³+التماس رو بزار وقتی زیرم داری جون میدی...به...

بعد صدای جیغ اومد با سرعت رفتم پایین که دیدم مامانم روی زمی...

کوک با سرعت بالا رفت به فرودگاهکوک به باندش خبر داد که جلوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط